پودر سفید کننده دندان پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
1387/02/20
وبلاگ نگارک‌ها نوشت: دیشب از دیدن گزارش تصویری کامران نجف‌زاده در 20:30 لذت بردم؛ گزارشی کاملاً ایرانی که بی اختیار اشک شوق را در چشمانم سرازیر کرد ... امیدوارم رسانه‌ی ملی از این نوع گزارش‌ها بیشتر تهیه کند و دیگر اجازه ندهد تا شخصیت منفی یا ابله سریال‌های تلویزیونی را با نام‌هایی چون خشایار، اردشیر، کوروش، داریوش، آناهیتا، پانته‌آ و ... خطاب کنند.

به همین دلیل از مسئولین روزنامه اعتماد ملی که این تیتر را برای سخنان دیروز رهبری انتخاب کردند، صمیمانه قدردانی می‌کنم.

تخت جمشید مایه افتخار ایران است

هر چند آنها هم - مانند روزنامه قدس - به ماجرای امپراطور روم، «والرین» اشاره نکردند!
 
داستانی که رهبر انقلاب آن را شرح داد و به مخاطبینش گفت: مجسمه‌ای در نزدیک کازرون وجود دارد که نشان می‌دهد والرین، امپراطور روم پس از شکست از پادشاه ایران (شاهپور اول) در برابر وی زانو زده است. پس اگر یونانی‌ها به جهانگردان خود بیابانی را نشان می‌دهند که در آن سربازان ایرانی از روم شکست خورده‌اند، شما هم این مجسمه را نشان دهید ... این به اون در! (خنده حضار).

گفتنی آنکه در سال ۲۵۸ میلادى، شاهپور اوّل، پادشاه مقتدر ساسانی، زمان را براى مبارزه با ارتش روم مناسب دید. چرا که شمال امپراتورى روم به شدت درگیر نبرد با ژرمن‌ها بود. در مرکز نیز تغییرات مداوم، قدرت امپراتوران روم را ضعیف کرده بود. بنابراین شاهپور با گذر از فرات، انطاکیه را تصرف کرد و آماده نبرد با والرین شد. امپراتور روم با تجهیز سپاهى عظیم از جنوب اروپا عازم انطاکیه شده و ۲۵۹ شهر را از ایران باز پس گرفت و عقب‌نشینى زودهنگام ایرانی‌ها او را به طمع تسخیر بین‌النهرین انداخت؛ اما سپاه ایران ارتش او را به مانند ارتش کراسوس محاصره کرده و سرنوشتى مشابه برایش ایجاد کردند (همان بلایی که روس‌ها تاکنون دوبار بر سر سپاهیان ناپلئون و ارتش رایش هیتلری آورند؛ تکنیکی که متعلق به ایرانیان است). در این نبرد که در نزدیک شهر ادسا روى داد، ده‌ها هزار رومى کشته شدند و هرچه تلاش کردند نتوانستند از محاصره خلاص شوند. والرین پس از تسلیم، به اسارت شاهپور درآمد و تا سال‌ها تحت خدمت شاهپور بود؛ چرا که شاه ایران از او به عنوان خدمتکار استفاده کرد.

در پرانتز: راستش خوشحال شدم که رهبر روحانی ایران، از تاریخ پادشاهی این سرزمین هم آگاهی دارد؛ موضوعی که بسیاری از جوانان و حتی آموزگاران ما آن را نمی‌دانند.
1387/02/13

علی مولوی- دنیای کامپیوتر و ارتباطات
برای ایجاد یک وب‌سایت، پس از انتخاب نام مناسب و ثبت دامنه، انتخاب هاستینگ مناسب، مهم‌ترین بخش انتخاب است. منظور از اصطلاح «هاستینگ» به زبان ساده فضایی است که توسط شرکت‌های ارایه دهنده این خدمات در اختیار شما قرار می‌گیرد تا اطلاعات مربوط به وب‌سایت شما در این فضا قرار گیرد. اطلاعات شما می‌تواند شامل فایل‌های html یا scriptهای برنامه‌نویسی، تصاویر و حتی فضای مورد نیاز برای ایمیل‌های شما باشد. این فضا از طریق یک دستگاه کامپیوتر قوی که به اینترنت پرسرعت دایمی متصل است فراهم شده است.

این کامپیوترها معمولا در مکانی با عنوان «دیتاسنتر اینترنتی» قرار دارند که امکان ارائه دسترسی پرسرعت به اینترنت، برق بدون قطعی و خدمات خاص دیگر در این مراکز فراهم شده است. انتخاب یک سرویس دهنده مناسب برای هاستینگ سایت، مهم‌ترین گام برای ارایه سرویس‌های آنلاین است. انتخاب یک هاست نامناسب علاوه بر اینکه باعث هدر رفتن سرمایه‌گذاری انجام شده می‌شود، اعتبار سایت را هم پایین می‌آورد. بازدیدکننده سایت شما اولین انتظاری که دارد سرویس‌دهی 24 ساعته سایت شما با سرعت مناسب است. در بسیاری موارد ممکن است سرعت نامناسب باعث پایین آمدن تعداد ویزیت‌های سایت شما شود.

اما در بازار هاستینگ سه تکنولوژی اصلی مورد استفاده قرار می‌گیرند که هریک معایب و مزایای خاص خود را دارند. انتخاب شما در وحله اول محدود به سه تکنولوژی هاستینگ اشتراکی (shared Hosting) ، سرور مجازی (virtual private server) و سرور اختصاصی است. در هاستینگ اشتراکی یک دستگاه سرور بین تعداد زیادی سایت اینترنتی به صورت اشتراکی مورد استفاده قرار می‌گیرد. این تکنولوژی برای سایت‌های شخصی و شرکت‌های کوچک و به طور کلی سایت‌هایی که بار ترافیکی بالایی ندارند مناسب است.

اما در صورتی که سایت پرترافیکی داشته باشید، این روش پاسخگوی شما نیست. با توجه به محدودیت منابع سخت‌افزاری در این روش، شرکت‌های ارایه خدمات هاستینگ حد مشخصی را برای استفاده از منابع سخت‌افزاری سایت‌ها تعیین می‌کنند تا به این شکل از استفاده بیش از حد منابع توسط یک سایت که ممکن است منجر به کند شدن سرور یا از کار افتادن سرویس‌دهی به سایت‌های دیگر شود، جلوگیری کنند. از مزایای هاستینگ اشتراکی قیمت پایین آن است که باعث جلب توجه اکثر کاربران می‌شود.

سرور مجازی یا VPS تکنولوژی است که در چند سال اخیر به شدت مورد استقبال قرار گرفته است. در این روش سخت‌افزار یک سرور به صورت مجازی به چندین سرور مجازی تبدیل می‌شود و در اختیار هر کاربر قرار می‌گیرد. هر کاربر سیستم‌عامل جداگانه‌ای در اختیار دارد و بر اساس تنظیمات اولیه، اجازه استفاده از بخشی از امکانات سخت‌افزاری را دارد. استفاده از سرور مجازی این امکان را برای کاربر فراهم می‌کند که تنظیمات مخصوص به خود را در سیستم‌عامل اعمال کند و نرم‌افزارهای موردنیاز را نصب کند.

تمامی امکاناتی که با سرور اختصاصی در اختیار کاربر قرار می‌گیرد در این روش در اختیار کاربر قرار دارد با این تفاوت که هزینه تمام شده کمتری نسبت به سرور اختصاصی دارد و نگهداری و پشتیبانی از آن ساده‌تر است. اما سرور اختصاصی برای کاربرانی پیشنهاد می‌شود که سایت‌های با ترافیک بالا دارند. این روش بهترین روش راه‌اندازی سایت است که هزینه بالایی دارد و تنها برای سایت‌های خاص پیشنهاد می‌شود. اما در وهله دوم انتخاب شرکت مناسب برای سرویس‌دهی به سایت شماست.

انتخاب شرکت مناسب برای خدمات هاستینگ کار چندان ساده‌ای نیست. استفاده از تجربه سایرین یکی از بهترین روش‌های انتخاب سرویس دهنده مناسب است. نکته مهم دیگر دیتا‌سنتری است که سرورهای شرکت در آن قرار دارند. دیتاسنتر قابل اطمینان اصلی‌ترین رکن ارایه خدمات مناسب به کاربران است. در صورتی که دیتاسنتر برق و پهنای باند مناسب را برای سرور تامین کند و در صورت وجود مشکل سخت‌افزاری سریعا آن را حل کند، مطمئنا سرویس ارایه شده کیفیت بالایی خواهد داشت.

معروف‌ترین دیتاسنترهای دنیا در کشور امریکا قرار دارند که مهم‌ترین دلیل آن وجود زیرساخت مناسب و ارزانی ‌اینترنت در این کشور است. از دیتاسنترهای معروف دنیا می‌توان به دیتاسنتر Theplanet ، LiquidWeb ، Gnax و ... اشاره کرد. در کنار اینها مهم‌ترین موضوع برای انتخاب هاستینگ مناسب میزان پشتیبانی شرکت موردنظر از کاربران خود است که در مواقع ضروری ارزش بالایی دارد.

1387/02/13
 

سخنران: حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد

موضوع
:
ازدواج_قسمت چهارم و پنجم



بحثی که برای این جلسه انتخاب کردیم ، بحث ازدواج هست ، در سال 79 ، در سه قسمت ما این بحث رو بررسی کردیم ، و اهمیت ازدواج رو در اونجا بیان کردیم ، و گفتیم که شیطان وقتی فردی ازدواج می کنه فریادی از روی درد و ناراحتی به آسمان سر می ده . وضعیت عبادت رو بعد از ازدواج بیان کردیم ، شرایط ازدواج ، سن ازدواج ، بلوغ ، پسند ، نظر پدر و مادر ، هم کفو بودن ، هم دین بودن ، نقاط منفی در یکی از طرفین ، موانع ازدواج ، تشریفات ، توقعات ، مهریه ، روحیه انزوا ، دخالت اطرافیان ، راه درست خواستگاری ، مسائلی که در خواستگاری باید مطرح شود رو عرض کردیم . وضعیت پله ایمان و وضعیت ترقی اخلاقی و اعتقادی ، تفاهم در مسائل خانوادگی و ارتباطات ، ازدواج موفق و نمونه ، همراهی با خدا واهل بیت (س) ، شکر ، قناعت ، تداوم ، مقاوم بودن و . . . اینها رو در 3 جلسه قبل گفتیم ، و این جلسه چهارم بحث ازدواج هست . بحث الان ما بحث ازدواجِ کسانی هست که برای اولین بار می خوان

ادامه مطلب ...
1387/02/12

سخنران: حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد

موضوع
:
ازدواج_قسمت سوم



در جلسه سوم از بحث ازدواج قرار داریم . که من خلاصه مختصری از دو جلسه قبل رو خدمتتون عرض کنم . ما اهمیت ازدواج ، عبادت متأهل ، شرایط ازدواج رو در جلسه اول گفتیم و موانع ازدواج و راه خواستگاری و مسائلی
که در خواستگاری باید مطرح بشه رو در جلسه دوم بیان کردیم . و در این جلسه به بحث ازدواج موفق و نمونه
می پردازیم . انشاءالله .
بحث ازدواج موفق و نمونه : جمعی که الان اینجا هستند ، یک جمع مذهبی ، مؤمن و آگاه هستند ، جمعی که حرفهای ما رو دقیقاً می دونن . دغدغه های فکری این جمع تقریباً مثل هم هست . نگرانی ها و مشغلاتی که این جمع دارن ، تقریباً مثل هم هست . دید این جمع به جامعه ایران و دین اسلام تقریباً شبیه به هم هست . لذا بحث ما یه بحث کاملاً خصوصی هست . و کلاً این بحث برای شما مناسبه و شاید در جای دیگه کاربرد نداشته باشه . من در بحث خواستگاری عرض کردم که عزیزان پله ایمانشون رو مشخص کنند . حالا ما این بحث رو در پله های اول ایمان مطرح نمی کنیم . این بحث مربوط به پله های دوم ، سوم و چهارم هست .
بر طبق روایت ایمان 10 پله داره که فرمودند سلمان در پله نهم هست . حالا اینکه ما کجا هستیم ؟ و در کدوم پله قرار داریم ؟ دقیقاً مشخص نیست ، زیر اون نه پله

ادامه مطلب ...
1387/02/11
به بهانه ی گوجه !!!     

                             گوجه فرنگی هم ...

 

اللهم لک الحمد على نعمک التی لاتعد و لا تحصى

این روزها قطار عدالت جناب آقای رییس جمهور آن قدر سرعت گرفته که گویا خبر از مشکلات مردم در تهیّه مایحتاج روز مره خویش ندارند و یا اگر خبری هم دارند به علّت سرعت بالای قطار ، این امور ناچیز ! به چشم نمی‌آیند.

چند روزی است که به دنبال پرکشیدن گوشت و مرغ و تخم مرغ و ... از سفره مردم ؛ گوجه !!! هم که گویا از خوراک قرار گرفتن دهک های پایین جامعه دل خوشی نداشته به تبع اسلاف خود( همان مرغ و تخم مرغ) از سفره مردم بی‌نوا پر کشیده است. ( مرغ و تخم مرغ رفت، گوجه هم جدا)

گویا این مردم ، همچنان باید هر روز شاهد افتتاح طرحها و پروژه‌های بزرگ عمرانی و تولیدی باشند اما برای تهیه مایحتاج روزانه خود کما فی السابق در رنج و سختی.

علی رغم کارهای فراوان صورت گرفته در این زمینه و استشمام روحیه خدمتگزاری دولتمردان محترم که رهبر معظم بارها بدان اشاره و تصریح فرموده‌اند، آن چه در این میان کمتر به چشم می‌آید عمل به منویات و دستورات صریح و قاطع مقام معظم رهبری و قاطبه ائمه محترم جمعه کشور برای اجرای طرح‌های ضربتی برخورد با گرانی و حل فوری مشکل گرانی است.مسئله‌ای که در کمتر نماز جمعه‌ای به آن پرداخته نمی‌شود و کمتر خطیب جمعه‌ای است که در لابلای خطبه‌های عبادی سیاسی خود توصیه‌ای دلسوزانه  و از سرِ درد برای رفع مشکل گرانی نداشته باشد. اگر بپذیریم که ائمه محترم جمعه کشور نمایندگان مستقیم و بعضا غیر مستقیم مقام معظم رهبری مدظله هستند پس به ناچار حرف و توصیه آنان، حرف دل و سخنِ ناگفته و پنهان مردم است که از زبان آنان زده می‌شود.

متاسفانه در این شرایط ، تغییر یکی از کلیدی ترین وزیران اقتصادی کابینه، آن هم در دولتی که بیشترین همّ و غمّ و اصلی ترین شعارش حل مسائل اقتصادی مردم و بهبود وضعیّت معیشتی آنان است به دنبال تغییر وزرای تعاون، رفاه، رؤسای بانک مرکزی و سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی و... در کمتر از سه سال ، خبر از عدم موفّقیّت دولت در مسائل اقتصادی و نبود برنامه‌ای منسجم ، متقن ، مدون و کارشناسانه در سومین سال به دست گرفتن امور اجرایی کشور می‌دهد و بعید نیست با این روند وزیر مستعفی بعدی وزیر بازرگانی باشد.

و گویا همچنان رسم بر این است که دولتها ، همه ناکارآمدی‌های خود را ناشی از کارشکنی های مخالفان دولت بدانند و ریشه گرانی‌های مرغ و تخم مرغ و گوجه و ... را در مافیای توتون و قلیان ببینند و هر صدایی در هر جا و از هر سوراخی که بلند می‌شود را متاثر از همان مافیایی بدانند که چند روز پیش آن را افشا کرده‌اند.

آقای رییس جمهور: خوب می‌دانیم و می‌دانید که این مردم شریف برای مرغ و تخم مرغ و گوجه و گوشت و... ، انقلاب نکرده‌اند اما این را هم می‌دانیم و می‌دانید که در آموزه‌های دینی روایاتی هستند با این مضامین که : لا دین لمن لا معاش له. و : اذا دخل الفقر مع باب دخل الکفر معه ؛ و : کاد الفقر أن یکون کفراً . و : إذا دخل الفقر إلى بلد قال الکفر خذنی معک ، و یا در روایتی است که معصوم علیه السلام فرمودند: لوکان الفقر رجلا لقتلته : فارغ از بحث سندیّت اینگونه روایات، آن چه مسلّم و واضح است این است که فقر، دریچه ورود کفر به زندگی است.

در روایتی عجیب که به امیرالمومنین علی علیه السلام منسوب است آن حضرت به فرزندشان محمد حنفیه این چنین می‌فرمایند که : یا بنی إنّی أخاف علیک الفقر فاستعذ منه فإنّ الفقر منقصة للدین ومدهشة للعقل وداعیة للمقت. (پسرکم ! من از آن می‌ترسم که تو روزی فقیر شوی چون فقر باعث از بین رفتن دین و عقل می‌شود و انسان را به گناه سوق می‌دهد.) (اگر فقر در این روایت و امثال آن را حمل بر ظاهر روایت و فقر مادی کنیم که اکثراً چنین حملی را اولی می‌دانند.)

با این حال چگونه باور کنیم که دولتیان محترم چشمشان را بر روی حقایق بسته‌اند و افزایش سفرهای نوروزی! را دلیلی بر بهبود وضعیّت معیشت مردم می‌دانند؟! (گنه کرد در بلخ آهنگری ...)

چگونه در جامعه‌ای که وزیر رفاه آن(به تمسخر یا به حقیقت) سخن از خط شدید فقر زیر ۲۸ هزار تومان می‌زند و این چنین اظهار می‌کند که قانونی برای اعلام خط فقر از سوی ایشان وجود ندارد و اعلام این آمار و ارقام را بی‌نتیجه و بی‌ثمر می‌دانند از مردم انتظار دین داری و دینمداری داریم؟!

به یقین این مردم ، شریفتر و بزرگوارتر از آنند که به خاطر مسائل اقتصادی و مشکلات عدیده‌ی معیشتی دست از دین و ایمان خویش بردارند و همچنانکه در ششم اردیبهشت و قبل از آن در ۲۴ اسفند نشان دادند همچنان پشت سر رهبری فرزانه انقلاب دام ظله الوارف ایستاده‌اند و قدمی و لحظه‌ای از آرمانهای انقلاب و خمینی عزیز عقب نخواهند کشید، اما از شما و دولتمردان محترمتان انتظار می‌رود به جای پرداختن به سریال ناتمام افشاگری‌ها ، به فکر معیشت این مردم و رفع مشکلات لاینحل روزمرّه‌ی آنان نیز باشید و اگر چنین مافیایی وجود دارد که ظاهرا هیچ کس منکر وجود آن و امثال آن نیست ، کار را به دست قوه قضائیه بسپارید تا از طریق مجاری قانونی برای رفع و دفع آن اقدام کنند مگر آن که پندارتان این باشد که این افشاگری‌ها کارآمدتر از معرفی دستهای پنهان و پشت پرده به قوه قضائیه است .

آقای رییس جمهور! امید می‌رود در گزارش بعدیتان به محضر ملّت شریف به جای توصیف وضع اقتصادی کشور و بیان و توضیح کارشکنی مخالفان و ناکارآمدی بعض وزرا و عذرخواهی از مردم، به بیان کارهای صورت گرفته و اقدامات مفید در این باره بپردازید و رشد مشهود و ملموس وضعیّت اقتصادی مردم عزیز را شاهد باشیم. انشاءالله

این مطلب رو به خاطر زیبایی و نظرات موافقی که با اون دارم گذاشتم.

این مطلب نوشته شده توسط یکی از دوستان بانام محمد رضا در وبلاگ رسم زمانه است.

ازاین دوست عزیز خیلی متشکرم و امیدوارم به دلیل قرار دادن این مطلب مرا مورد مواخذه قرار ندهند.

1387/02/11

سخنران: حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد

موضوع
:
ازدواج_قسمت دوم


ادامه بحث ازدواج رو در خدمتتون هستیم . چند وقت پیش که مشهد رفته بودم ، دیدم یه کار خیلی خوب انجام شده بود . یه سوئیت های مرتب و 70 متری رو ساخته بودند و به جوانهایی که تازه ازدواج کردند اجاره می دادند . شنیدم که اینها رو بیشتر از یک سال هم به شخص اجاره نمی دن ، خیلی شیک و مرتب بودند ، اجاره اش هم ماهی 15 هزار تومن بود ، خیلی خوشحال شدم . یعنی دیدم دولت هم بیکار ننشسته ، دارن کار می کنن . انشاءالله اینها همه جا ساخته بشه و زن و شوهری که اول زندگی شون هم هست ، توقعشون رو به اندازة همین سوئیت بیارن پائین ، اگه من و شما بخوایم به انتظار بشینیم که یه خونة ویلایی دربست و مستقل ، با دو خط تلفن داشته باشیم و بعد ازدواج کنیم ، باید بریم دنبال پیرزن بگردیم . برای اینکه دیگه خودمون 70 سالمون شده . خیلی از باباهای ما دارن هنوز قسط خونه هاشون رو می دن ، ما چه توقعی داریم ؟ لذا این فرهنگ در خانواده هامون جا بیوفته که برای ازدواج با یه سوئیت ، کار راه می یوفته . برای اول کار باید از وام های مسکن استفاده کنن . به این موضوع هم می رسیم که اگه مرد شغل داشته باشه کفایت می کنه وگرنه با عشق خالی نمی شه زندگی کرد . بزرگ ترها این جمله رو راست گفتن که با عشق خالی نمی شه زندگی کرد . نون عشق رو که نمی شه بخوری . توی عشق که نمی شه بخوابی ، عشق که سرپناه نیست ، اینها راسته . پس مرد باید شغل داشته باشه ، یه حقوق مناسب داشته باشه . لذا عزیزان قبل از اینکه برن خواستگاری ، شغل داشته باشن . نرن بگن ، من با یه دنیا محبت اومدم . خُب من این محبت رو چکارش بکنم ؟ چه جوری بخوریم یه دنیا محبت رو ! این یه دنیا محبت روز دوم که گشنه ات بشه ، تموم می شه .
یه روایت قدسی : خداوند تبارک و تعالی به حضرت سلیمان (ع) خطاب کرد : سلیمان ! چکاره ای ؟ گفت : پادشاه کل جهانم . فرمود : اگر وسط یه بیابون برهوت گیر کنی و از تشنگی برای یه لیوان آب در حال مردن باشی ، چقدرش رو می دی تا یه لیوان آب بهت بدن ؟ گفت : ......

ادامه مطلب ...
1387/02/10

سخنران: حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد

موضوع
:
ازدواج_قسمت اول

من در ابتدا علت انتخاب این بحث رو خدمتتون عرض می کنم . بسیاری از عزیزان در این رابطه سؤالاتی داشتند که به صورت تلفنی ، شفاهی و یا کتبی مطرح می کردند و از من نظرخواهی می کردند . و ما انشاءالله نسلی رو داریم پرورش
می دیم که این نسل الان به سن ازدواج رسیده . و از اونجایی که بسیاری از قسمتهای زندگی انسان چه در دنیا و چه در آخرت بستگی به توفیق یا عدم توفیق در این امتحان بسیار بسیار مهم و ظریف و دقیق الهی داره اهمیت این بحث بیشتر مشخص می شه .

در روایت داریم که : ” وقتی یک جوان ازدواج می کند شیطان سه بار فریاد می زند و می گوید : ویحک !
ویحک ! ویحک ! ( وای ، وای ، وای ! ) این جوان الان دو سوم دینش کامل شد . از حالا به بعد من باید برای یک سوم دیگه برنامه بریزم ” و این نشون می ده که برهه جوانی و قبل از ازدواج چقدر برهه حساس و قابل هجومی برای شیطان هست . و چقدر برای انسان بعد از تأهل کار راحت تر می شه .
چیزهایی که الان من خدمتتون می گم مربوط به مشکلاتی هست که در همین برهه زمانی وجود داره و صحبتهایی که برای بعضی از مسائل از طرف دین می شه اینها به تناسب زمان تغییر می کنه . کما اینکه بعضی از روایتها که از طرف پیامبر (ص) و معصومین (ع) گفته شده مربوط به همون زمان هست یعنی این صحبتها رو این بزرگان برای اصحاب خودشون و کسانی که پای منبر و صحبتشون نشسته بودند گفتند . و خود ائمه (ع) هم فرمودند که ما حرفهامون تاریخ مصرف داره .
در روایت داریم که پیغمبر اکرم (ص) فرمود : اگر شخص مجردی تمام روز را روزه بگیرد و تمام شب را احیاء بدارد و به نماز بپردازد ، هزار رکعت نماز بخونه و تمام مسائل مستحبات رو رعایت کنه و یک شخص متأهلی هم فقط 2 رکعت نماز صبحش رو بخونه ، همین دو رکعتی که این شخص متأهل می خونه از اون همه عبادتی که شخص مجرد انجام می ده ، در نزد خداوند مقبول تر و بهتر هست .
یه روایت دیگه هست که می گه : در زمان حضرت امام رضا (ع) یک بانوی 35 ساله ای به خدمت ایشان رسید ، آقا احوال پرسی کردند ، فرمودند : چه خبر ؟ چکار می کنی ؟ ازدواج کردی ؟ شوهرت چه جوریه ؟ گفت : ازدواج نکردم ، پرسیدند : چرا ؟ گفت : چون ازدواج در سلوکی که من دارم ادامه می دم و در راه عبادتم نقطه منفی هست و مجبور می شم به خونه و زندگی و شوهر داری و این چیزها بپردازم و از قافله معنویت عقب می افتم . امام رضا (ع) فرمودند : وای بر تو ! چگونه چنین ادعایی می کنی در حالی که معنوی ترین فرد تاریخ بشریت ، مادر ما فاطمه زهرا (س) در 9 سالگی ازدواج کرد ؟!
بسیار اشتباه هست که فکر کنیم ، بعد از ازدواج معنویت جوان کم می شه یعنی اگر چنین اتفاقی هم بیفته ، اشکال از خود ازدواج نیست ، اشکال از جوان هست . یا ازدواج مناسب نکرده و یا دید و نگاهش نسبت به ازدواج یک دید مثبت و عبادی نبوده . خُب این چه توقعی داره ؟ چرا تقصیرها رو گردن ازدواج می اندازه ؟ اگر بعد از ازدواج عبادت های فرد کمرنگ تر شد ، نشان دهنده این هست که یا ازدواج مناسبی صورت نگرفته و یا اگر مناسب بوده ، طرفین ازدواج به این مطلب دقت نداشتند که باید از حالا به بعد بهتر عبادت کنند .

اولین مطلب در بحث ازدواج ، شرایط ازدواج هست . باید ببینیم ما شرایط ازدواج را داریم یا نه ؟ اولین شرط سن است ، در روایت آمده : که بهتر است ازدواج طوری انجام شود که مثلاً دختر 9 ساله و پسر 15 ساله باشد .
این روایت از همون نمونه روایت هایی هست که تاریخ مصرف داره . در اون زمان یه دختر 9 ساله یه خانم بالغ بوده ، اما یه دختر 9 ساله در این زمان یک بچه به تمام معناست . و حتی مراجع ما دارند روی این مطلب کار می کنند و حتی بعضی از مراجع فتوا دادند که سن بلوغ یک دختر برای این که به تکلیف برسه 13 سالگی باشه ، و خیلی خوب می شه اگر این کار نتیجه بده‌ ، چون الان در زمانه فعلی دختر قبل از 13 سالگی خیلی بچه ضعیفی هست . لذا سنی که علمای اخلاق ، روانشناسی و کسانی که روی این مباحث کار می کنند برای ازدواج در نظر گرفتند برای دخترها از 18 سالگی تا 22 و 23 سالگی و برای برادرها هم از سن 20 سالگی تا 25 سالگی هست .
می گه : آقا ! فلانی تو 15 سالگی ازدواج کرد ، خیلی هم موفقه . بله ، ممکنه . چیزهایی که من دارم می گم همه قاعده هست و قاعده هم استثناپذیره . هر قاعده ای ” ما مِنْ عامٍ وقد خُصَّ ” هیچ عامی نیست که اختصاص نگیره ، تخصیص پیدا نکنه ، ممکنه یه کسی در سن 32 سالگی ازدواج کنه خیلی موفق باشه و همین شخص اگر 25 سالگی ازدواج می کرد موفقیتی نداشت . ممکنه اینگونه هم نباشه . ولی قانون این هست که الان بهترین و مناسب ترین سن برای ازدواج 18 تا 23 برای خواهرها و 20 تا 25 سالگی برای برادرها است . اونهایی که گذشته ، دیر نشده و اونهایی که نرسیدند هنوز زود هست . این رو مطمئن باشید . حالا دلایلش رو هم خدمتتون می گم .
شرط ازدواج بلوغ است . بلوغ معناهای مختلفی داره ، بلوغ فقط این نیست که انسان آمادگی برای ازدواج داشته باشه . بلوغ آمادگی روحی رو هم معنا می ده . بعضی از برادرها و خواهرها در سن 15 ، 16 سالگی هستند ، اینها دنبال یک مونس می گردند که اسم ا ین مونس رو می شه گذاشت رفیق . هنوز نیاز به ازدواج ، ایجاب نشده . اون نوع مونسی که انسان با ازدواج دنبالش می گرده در این زمانه ما در سن 18 ، 19 سالگی خودش رو نشون می ده . لذا چون دنبال رفیق می گرده ، انتخاب اشتباهی می کنه . بجای گرفتن رفیق ، ازدواج می کنه . و به همین خاطر ازدواجش هم تاریخ مصرف داره . بهترین رفیق هم 6 ماه باهاش زندگی کنه دیگه حرفی برای گفتن ندارند ، تازه اونجاست که می فهمه ، این که فکر می کرده انگیزه ازدواجش عشق و علاقه نبوده ، انگیزه ، انگیزة مونس خواهی بوده . این یکی از فروعات هست . چیزی که الان می خوام بگم ممکنه برای بعضی ها جا نیفته ، چون سنی ندارند ، بعد که بالاتر اومدن می فهمند ، یه سن و سال خاصی انسان دیگه به رفیق احتیاج نداره . یعنی با رفیق ارضاء نمی شه ، اونجاست که اون انگیزه لازم برای ازدواج خودش رو نشون می ده .
و بعد : بلوغ فکری . انسان در 15 ، 16 سالگی اونقدر فکرش بالغ و کامل نشده که بتونه انتخاب مناسب کنه . انسان با یک احساسات حرکت می کنه ، خیلی وقت ها شخص دنبال دوست می گرده ، دنبال یه کسی می گرده که تنها نباشه ، این انگیزه خوبی برای ازدواج نیست . خیلی وقتها شخص مشکلات اقتصادی ، اجتماعی یا خانوادگی داره و دوست داره از این خانواده فرار کنه ، انگیزه فرار از خانواده ، انگیزه مناسب برای یک ازدواج نیست ، این یعنی از چاله در آمدن و در چاه افتادن .
فشار روانی که به انسان می یاد و انسان دلگیر می شه ، این انگیزه مناسبی برای ازدواج نیست . هر کی از راه می رسه ، بهش بله می گه . می خواد نجات پیدا کنه . انگیزه نجات از مسائل ، انگیزه مناسبی برای ازدواج نیست ، آدم باید منتظر بشه که اون انگیزه زن و شوهر خواهی در وجودش قوت پیدا کنه . نه انگیزه نجات یا فرار .
شرط بعدی : پسندیدن ، حالا در شخص انگیزه ایجاب شده ، بلوغ فکری عاطفی ، جسمی ایجاد شده ، وقت پسندیدن شده . مقام معظم رهبری به کلیه جوانها در باب ازدواج یه توصیه داشتند ، ایشون فرمودند : ” انسان باید با نگاه اول به دلش بیفتد . ” ( خیلی جمله قوی ای هست و لازم به توضیح نیست ) می گه : آقا ! ما تو 16 سالگی به دلمون افتاده ! نه ، وقتی شرایط قبلی فراهم شد ، به بلوغ رسیدی ، بعد هرچی به دلت افتاد ، اون وقت موقعشه .
ز دست دیده و دل هردو فریاد که هرچه دیده بیند دل کند یاد
با این شرایط که خدمتتون عرض کردم ، یعنی وقتی که مطمئن شدید به بلوغ فکری و جسمی رسیدید ، بدونید دل خطا نمی کنه . پس از نظر ایشون ، اولین مطلب این هست که در نگاه اول به دلش بیفته ، که حالا ما یه بحث های عرفانی هم داریم که می گن در ازل بعضی از مهرها با هم دیگه سرشته شده و با هم دیگه گره خورده . انسان با یه دوستی رفیق می شه ، از رفیق 20 ساله به اون نزدیکتر میشه . چون مهرشون از ازل با هم سرشته شده . که البته این بحثش اینجا نیست .
اما پسندیدن : ببینیم پسند چیه ؟ پسند یعنی این که انسان به دلش بیفته ، نه اینکه به دلش بیندازند ! این خیلی مهمه . اجبار نکنند که حالا این خیلی خوبه ، پولش خوبه . یه بحث استخاره هم هست که باید بدونیم کجای کار می تونیم استخاره بگیریم . بعضی ها تا یکی به خواستگاری شون می یاد ، یا برادرها وقتی می خوان به خواستگاری برن ، سریع استخاره می گیرند . این هنوز جا داره ، هنوز استشاره مونده ، هنوز عقل جای جولان داره ، استخاره در جایی هست که جولان عقل محدود می شه و دیگه عقل انسان نمی کشه .
شرط بعد : نظر پدر و مادر . اومد خدمت امام صادق (ع) و گفت : دو مورد برای ازدواج هست ، یکی رو پدر و مادرم اصرار می کنند ، یکی رو هم خودم اصرار دارم ، شما کدوم رو می فرمائید ؟ آقا فرمودند : نظر خودت رو بگیر ، نظر پدر و مادر رو رها کن . البته در این مورد ، امام صادق (ع) این فرد رو می شناختند ، پدر و مادرش رو هم می شناختند ، و نظر هر کدوم رو هم می دونستند که چه کسانی هستند ، به همین خاطر صلاح دونستند که نظر پدر و مادرش را رها کنه . گفتم بعضی از اوامر معصومین (ع)‌ شرایط زمانی و مکانی داره .
پس شما هم این دقت رو داشته باشید ، پدر و مادر بزرگت کردند ، نمی شه بگی چشمهات رو ببند و چیزی نگو ، دختر و پسر پاره تن پدر و مادر هستند . یه وقت هست پدر و مادر دارند زور می گن ، با یه آدم عاقل صحبت می کنیم ، می گه بله پدر و مادر دارند زور می گن و می خوان دختر رو به زور به ازدواج فلانی در بیارن . اینها خودشون هم بعداً پشیمان خواهند شد . اگر زندگی شون مشکل دار بشه ، نان و آب به خودشون ناگوار می شه ، زندگی برای خود پدر و مادر سخت می شه . اما این که بگی نه پدر و مادر هیچ نقشی نداشته باشند ، این هم نمی شه . چرا ؟ چون نظر اینها با توجه به سن و سال و تجربه شون مفید هست ، در اغلب موارد پدر و مادر معنای عشق خیابانی و عشق زود گذر رو تشخیص می دن ، لذا نظرشون مهمه و الحمدلله رب العالمین بافت غالب جامعه حداقل در شهرهای بزرگی مثل شیراز یک بافت خیلی متمدنی هست و کمتر پدر و مادری پیدا می شه که نظر فرزندشون رو لحاظ نکنند . وقتی این طوری هست پس در نظرخواهی به تفاهم برسیم .
بنابراین در ازدواج اولین افرادی که می تونیم باهاشون مشورت کنیم ، پدر و مادر هستند . یه وقت هست می بینی پدر و مادر دلیل معقولی ندارند . می گه من از قیافة این خوشم نمی یاد ، بگو : خُب شما خوشتون نیاد ، شما که نمی خوای ازدواج کنی ، من می خوام ازدواج کنم . این بحثش فرق می کنه . اما یه وقت هست که دلیل شون خیلی معقول و منطقی هست . اینجا آدم باید قانع بشه و حق رو به پدر و مادر بده . کما اینکه خودتون پدر و مادر می شید و این حق رو دارید که در ازدواج بچه تون نظر داشته باشید . جزء حقوقی که برای والدین هست این هست که در ازدواج فرزندش کاملاً سهیم باشند .
شرط بعد : هم کُفو بودن ، می گن : زن و مرد باید هم کُفو باشند . کُفو چیه ؟ از نظر اسلام کفو در چند چیز هست که می گم ، و اینها باید رعایت بشه . البته چیزهایی که می گم عام هست ، و ما کاری به استثناء ها نداریم . ممکنه یه ازدواجی باشه که اینها رعایت نشده ولی ازدواج موفق بوده . اما شما سعی کنید رفتارتون رفتار عام باشه و به قاعده عمل کنید .
1 ـ اولین مطلب در کُفو ، وضعیت اقتصادی هست . می گن : وضعیت اقتصادی عروس و داماد نباید زیاد با هم تفاوت داشته باشه . 2 ـ وضعیت فرهنگی ، ازدواج یک شیرازی و یک زاهدانی الزاماً ازدواج موفقی نیست . با هم اختلاف فرهنگی دارند ، ازدواج یک ترک زبان و یک لُر زبان الزاماً موفق نیست . ببینید این خیلی مهم هست که هم کفو بودن در زمینه فرهنگ رعایت بشه . مثلاً ازدواج یک ایرانی و یک فرانسوی الزاماً موفق نیست . چون خیلی با هم اختلاف فرهنگی دارند . ما باید سعی کنیم اختلافات رو به حداقل برسونیم و حتی اگر این اختلافات رو به حداقل حداقل هم برسونیم باز هم یک سری اختلافات فرهنگی هست که در سالهای اولیه ازدواج اینها به تدریج مرتفع می شه .
وقتی زن و شوهری از دو تا خانواده مختلف باشند که به طبع اختلافات فرهنگی دارند ممکنه چندین سال وقتشون صرف بشه تا این اختلافها برطرف بشه ، چرا باید یکی از این ور دنیا باشه و یکی از اون ور دنیا . حتی الامکان سعی کنید ازدواج فامیلی داشته باشید . حالا می گن : آقا ازدواج فامیلی در دین اسلام نهی شده ، این هم باز برد زمانی داره الان با آزمایش ژنتیکی که انجام می شه ، دیگه خیال همه راحت شده و هیچ مشکلی نداره . این که معصوم (ع) می فرماید ازدواج فامیلی نکنید اولاً خود حضرت علی (ع) با حضرت زهرا (س) فامیل هستند ، و وقتی که فرمودند ازدواج فامیلی نکنید دلیل بر این هست که یه سری مسائل بوده که اون زمان نمی تونستند باز کنند که مثلاً بیماری کم خونی چیه ؟ هموفیلی چیه ؟ ژنتیک چیه ؟ نمی تونستند . پس مجبور بودند دستور کلی بدهند . الان دیگه اینها مرتفع شده ، اون هایی که می خواهند ازدواج فامیلی کنند ، آزمایش ژنتیک هم به آزمایشهای دیگه اضافه می شه و این رو هم انجام
می دهند .

چرا ازدواج فامیلی توصیه می شه ؟ چون فامیل نسبت به همدیگه آشنایی کافی داری ، اختلاف فرهنگی به حداقل
می رسه ، اگر توی فامیل مورد مناسبی نبود ، اون وقت برو توی شهر بگرد . حتماً یه مورد مناسب هست
. مگر این که خواهر و یا برادر شهرستانی باشند که توی دانشگاه با هم آشنا بشن ، که اینها ، هم باید با تحقیق و شناخت کامل ازدواج کنند . خیلی هم خوبه ، اما قرار نیست از این شهر بلند شی بری اون شهر ، مگه توی شیراز قحطی اومده ، اگر ما نتونیم توی شهر خودمون یه مورد مناسب پیداکنیم که دیگه کلاهمون پس معرکه است !
3 ـ هم کُفو بودن در تحصیلات : تحصیلات مرد و زن طوری نباشه که مرد وقتی یه چیزی میگه زن اصلاً نفهمه ، هر کدوم توی یه وادی . خُب این مرد توی خونه ارضا نمی شه . یا مثلاً زنه یه چیزی می گه ، مرده نمی فهمه . حالا مثلاً زنه دکتره ، مرده هم عمله است ! این زن توی خونه ارضا نمی شه ، مجبور می شه اون صحبت هایی که باید با شوهرش می کرد رو با دکترهای همکارش داشته باشه . مرد و زن باید از نظر فرهنگی اختلاف چندانی با هم نداشته باشند .
خُب کی بالاتر باشه ، کی پائین تر ؟ معصوم (ع) دستور داده ، گفته : بهتر این است که همیشه مرد یه کمی بالاتر از زن باشه ، چون زن اگه بالاتر باشه باعث خفت و خواری و بدبختی و زن ذلیلی مرد می شه . پس اختلافات فرهنگی و اقتصادی و شئونات اگر هست باید مرد یه پله بالاتر باشه . امام صادق (ع) فرمودند : مرد سعی کنه یه پله از خودش پائین تر بگیره ، این لازمه . حالا یه وقت یه همچین اتفاقی افتاده و چنین ازدواجی صورت گرفته و زن بالاتر از مرد هست ، اینجا مرد باید خودش رو بالا بکشه و حتماً هم می تونه .

5 ـ د
ر کفو ، شئونات و ارزشهای فامیل مهم است . ببینید عرف ما خیلی جاها حتی در دین ما می یاد دخالت می کنه ، و این دخالت مورد احترام هست ، عرف و دین با همدیگه ارتباط مستقیم دارند . اگر فامیل هستند ، جوری نباشه که مثلاً این دو تا فامیل با هم مشکل داشته باشند خُب این چه کاریه ؟ دوتا برادر زاده هستند ، اینها سی سال هست که با هم قهرند . مشکل ، دعوا ، فحش و . . . حالا این دو تا پسر عمو ودختر عمو می خوان با هم ازدواج کنند تا اختلافها حل بشه . مطمئن هستید که مشکل حل می شه ؟ مطمئن هستید که این اختلافی که بین شما هست با این جو سازی شدیدی که فامیل علیه همدیگه دارند ، سال های سال دوام نمی یاره ؟ مطمئن هستید ؟ می تونید از فامیل و گروه خونی خودتون ببرید ، بخاطر یک زن یا شوهر؟ مطمئنید ؟ چند سال دوام می یارید ؟
اینها رو که دارم می گم تجربة پرونده های دادگاهی هست . برید ببینید چه خبره ؟ این ها جزء دلایل طلاق هست . پس شئونات فامیلی هم جزء کفو هست . لذا یه برادری که از خانواده اقتصادی پائین هست ، اگه ما می گیم از خانواده مرفه خواستگاری نکن ناراحت نشه ، بابا ! این کفو تو نیست . نگو اسلام می گه برابری و برادری ! همین اسلام دستور داده در ازدواج کفو رو رعایت کنید . معصوم (ع) فرمودند که : از نظر اقتصادی مرد بالاتر باشه . حالا اگه یه وقت یه همچین اتفاقی افتاد و اینقدر دختر و خانواده دختر فهمیده بودند ، که به روی فرد نیاوردند ، (‌که جزء موارد استثنا هست ) اشکالی پیش نمی یاد و این خیلی موردش نادر هست . عزیزان ! خطر نکنید . آدم تا وقتی که سرش درد نمیکنه دستمال نمی بنده . مگه دختر یا پسر از هم کفو خودت قحطیه ؟ چرا این کارها رو می کنید ؟ شما مطمئنید پدر و مادرتون در اون مجلس عروسی و مناسبتهای فامیلی خجالت زده نمی شن ؟ می ره به زور می گیره ، بعد هم می گه : کُفو چیه ؟! دین ما دین برابری و برادریه ، مطمئنی که اشکالی نداره ؟!
6 ـ
کفو در مادیات : عزیزان ! از نظر مالی زیاد با هم اختلاف نداشته باشید ، و اگر هست مرد یه کم بالاتر باشه .
می فرمایند : ازدواج باید مایة نشاط باشد ، ببینید تمام مسائل ازدواج و زناشویی رو کنار گذاشتند و گفتند : زن و شوهر باید در کنار همدیگه احساس نشاط کنند . ” هُو الذی الَّفَ بین قلوب المؤمنین ” این ” الَّفَ ” مال ازدواج هست ، یعنی باید این احساس نشاط بدست بیاد . و این احساس نشاط چیزیه که باید از همون روز اول و نگاه اول انسان این احساس رو در خودش ببینه و بعد بیاد به بقیه شرایط نگاه کنه . این احساس چه جوری تعریف می شه ؟ این رو خودتون باید تجربه کنید .
گفتند بعد که همه اینها رعایت شد ، سراغ دین بیاید . نگفتند : “ اول دین ! ” اگر همة اینها رو داشت ، دین نداشت قبول نکنید . اگر همه اینها رو داشت و دین هم داشت قبول کنید . فرمودند : دین مهمترین شرط هست ، یعنی دین حق وتو داره ، منتها کی ؟ آخر کار ! ( نه اول کار ) بعضی از برادرها و خواهرها دیگه خیلی حزب اللهی تر از ما شدند ، کاسه داغ تر از آش ! می گن : فقط دین ! برادر می ره خواستگاری نگاه می کنه ببینه پوشیه داره ؟ می گه : نماز شب می خونه ؟ خُب اگه بخونه که عالیه ولی ، اول اون شرایط باید رعایت بشه ، بابا تو که نمی خوای امام جماعت بگیری ، نمی خوای پشت سرش نماز جماعت بخونی . می خوای زن بگیری ، شوهر بگیری ، بعضاً حالا داخل خواهرها بیشتر هست ، می گه : من هیچی برام مهم نیست ، فقط دین ، خُب دروغ می گی ! بعد از دو سال زندگی ، زنگ می زنه می گه : آقا ! این جوری شده ، فلان شده ! تو مگه نگفتی فقط دین ؟ خُب بیا این هم دین . خودت هم نمی فهمی . دروغ می گی .
همه اینها رو رعایت کنید تا بعد کار به گریه و زاری و طلاق کشی نکشه . می گه : اگه این دین هست من می خوام برم مسیحی بشم ! خُب برو مسیحی شو ، برای چی بقیه اش رو رعایت نکردی ؟ خُب دین شاخه های مختلف داره ، خوب دقت کنید . ببینید اولاً خود ازدواج دو سوم دین رو برمی گردونه ، این مهمه . ثانیاً دین مراحل داره ، از یک جوان 18 ـ 19 ، 20 ، 22 ، 25 ساله نباید توقع داشت که مثل آیت الله فلانی باشه . این جوان هست بقیه اش رو می خواد بعد از ازدواج طی کنه ، ضمانت دین رو جوان داشته باشه . چه دختر ، چه پسر ، پای صحبت هایی که با همدیگه می کنند ( که من انشاءالله در بحث خواستگاری جلسه بعد خواهم گفت که چه مراحلی رو طی کنید که گناه درش نباشه و اینها رعایت بشه ) به این نتیجه و تفاهم برسید که آقا ما می خوایم بعد از ازدواج این مسیر رو ادامه بدیم . این می شه دین . قرار نیست که همه از اول عارف باشند .
دین هزار تا شاخه داره ، خیلی از خانواده ها سر همین دین با هم دعوا دارند و طلاق می گیرند . اینها رو که دارم می گم تو جمع حزب الله می گم ، بعضی از خانواده ها که سرِ استقلال و پرسپولیس طلاق می گیرند . بابا ! عقلم خوب چیزیه . شما نمی خواد طلاق بگیرید برید خودتون رو بکشید . آدم باید اینقدر بی عقل باشه که زندگی رو بخاطر چنین چیزهایی بپاشونه ، بابا ! اینها برای تفریح ماست ، نه زندگی ساز ، نه این که حکم بده ، تو زندگی ما دخالت کنه .
پس توی همین دین هم باید دقت کنید این مسیر دینی خودتون رو با هم چک کنید ، یکی می گه : ببخشید بنده تو مسیر دینی این مسیرم هست ، می تونی با ما باشی ؟ یا علی ! یکی یه مسیر دیگه داره ، یکی هست دوست داره تو دینش اهل مطالعه باشه ، فقط صبح تا شب تو خونه بشینه و کتاب بخونه . اصول فلسفه بخونه یا رئالیسم درس بده یا . . . این شخص دینش این تیپیه . یکی هست دینش هیئتی هست ، یکی هست دینش اخلاقیه . بعد سر همین چیزها دعوا می شه . و بعد باز این ها هم به تفاهم نخواهند رسید .
پس عقیده ها رو هم در ازدواج چک کنید تا یه عقیده ثابتی داشته باشید ، دین یک کلمة خیلی خیلی تعریف نشده و عام هست ، تو دین هم خصوصی بشید ، ببینید طرفتون توی هر قسمت از دین چه جوریه ؟
آقا جون ! بنده یه مدل دینداری هستم که نماز اول وقتم رو باید جماعت بخونم ، ولی توی عمرم نماز شب نخوندم ، این یه مدل دین هست ، خُب این ایرادی نداره . یکی دیگه می گه : نه آقا ! بنده باید نماز شب بخونم .
جلسه بعد تو بحث خواستگاری بیشتر توضیح می دم صحبتهایی که تو جلسه خواستگاری باید بشه این مهمه ، سؤالهایی که طرفین باید از همدیگه بکنند چون بعضی ها خواستگاری که می رن ، از همدیگه سؤالی ندارند . اون چایی می ده ، حالا می خوان ببینند تفاهم دارند با هم یا نه ، خُب حالا چاییش چی هست ؟ گلستانه ! چایی خوبی هست . خُب دیگه چه خبر ؟ سلامتی ؟ ! خُب شما برنامه تون برای زندگی چی هست ؟ ما . . . ؟! والله ! انشاءالله با خدا ! با معنویت ! انشاءالله دو تا بال باشیم ، پرواز کنیم ، . . . !
بیا برو بابا جونم !! این ها مال انشاءهای دخترهای دبیرستانی و بچه های دبستانی هست . انشاء که نمی خوایم بگیم ، می خوایم با هم ازدواج کنیم . یا می گه : ما باید در ملکوت پرواز . . . ! برو بابا زنت رو بگیر ! به ملکوت چکار داری ! بشینید دقیق با هم صحبت کنید ، ازش سؤال کن .
یکی زنگ زده می گه : آقا ! ولایت فقیه تو ازدواج دخیل هست یا نه ؟ گفتم : یعنی چی ؟ گفت : مثلاً اگر من طرفدار ولایت فقیه باشم و زنم نباشه ، این ازدواج باطل هست ؟ گفتم : باطل که نیست ، ولی مطمئنید که صبح تا شب سر همین ولایت فقیه توی خونه دعوا نمی کنید ؟ خُب حالا برو یکی دیگه رو بگیر ، این ها هم جزء دین هست .
حالا شما خیلی هم تیز و تند نشید . یه خواهری به من زنگ زده ، اول کلی گریه می کنه ، بعد می گه : بدبخت شدم ! خُب به سلامتی انشاءالله ! چی شده ؟ می گه : ما هشت ماه هست که عقدیم . ( خدا انشاءالله پای هم پیرتون کنه ! ) نه آقا ! می خوام طلاق بگیرم . چی شده ؟ بگو دردت چیه ؟ مشکلت چیه ؟ می گه : توی این هشت ماهه ، هفته پیش شوهر من نماز جمعه شرکت نکرد ! گفتم توی این هشت ماه ، هر جمعه اومده ؟ گفت : بله ، اغلب با هم می رفتیم . این هفته گفت نمی خوام بیام .
خُب خواهر من ! آدم برای یه مستحب یا یه واجب تأخیری که نمی یاد زندگیش رو خراب کنه . خُب بدبخت خسته است ، خود امام جمعه هم ممکنه یه هفته نیاد ، بره یه شهر دیگه . حتماً کار داشته . هشت ماه اومده ، یه جلسه نیومد . گریه و زاری می کنه که این کافر شده ، مرتده . اعدامش کنید ! خُب حالا من چی بگم ؟ این جوری هم نباشه ، در حد عادی عقیده و نظرتون رو لحاظ کنید .
نکته بعد : موارد و نقاط منفی ای که در یک همسر هست و می گن یا باید این موارد برطرف بشه و یا سعی بشه چنین ازدواجی سر نگیره ، رو خدمتتون می گم :
1 ـ
فسق : می گه : آقا ! فلانی اومده خواستگاری من ، سیگار می کشه ، مشروب هم می خوره ، اما قول داده خوب بشه ، خیلی از زن هایی که الان شوهرشون معتاد و مشروب خور و الواتی هستند ، قبل از ازدواج می دونستند . حالا طرف دو روزه رفته خواستگاری ، احساساتش جریحه دار شده ، می گه : بخدا من دیگه هیچ کاری به این رفیق ها ندارم . فقط تو برام مهم هستی . هشت ماه می گذره ، یه دفعه یاد رفیق هاش می کنه ، خُب حالا دیگه به اون سمت می ره .
خواهرها به قول مرد فاسق اطمینان نکنند . می گه : آقا ! من هدایتش می کنم . چطور هدایت می کنی ؟ مگه زور زن
می رسه که مردش رو هدایت کنه ؟ گفتم در معنویت ، مرد باید بالاتر باشه . آقا من حالا با محبت یه جوری درستش
می کنم ، هر روز ظهر قورمه سبزی درست می کنم ، انشاءالله خوب می شه . نه ! اگر محبت گناه و فسق در دل مردی محکم باشه این محبت تو 6 ماه ، 8 ماه ، یک سال اول ازدواج به دلیل محبت جدیدی که اومده کمرنگ می شه اما بیرنگ نمی شه . آتیش زیر خاکستره ، بعد یکی دو سال دوباره شعله می کشه ، دوباره به سمت گناه می ره . این رو دقت کنید اما اگر زن این تیپی بود ، این احتمال هست که یک مرد معنوی قوی بتونه زن رو که قول داده حفظ کنه ، ولی باز هم احتمال خطر هست .
2 ـ ازدواج تجارتی : این چه مدل ازدواجیه ؟ دختره باباش پولدار هست ، یا مثلاً پسره سه تا سوئیچ داره ، سوئیچ مغازه ، سوئیچ ماشین و سوئیچ خونه . دیگه چشمهامون رو ببندیم بگیم اینها دیگه الحمدلله اینقدر . . . .
شما اینقدر فرهنگتون بالا هست که دیگه لازم نیست من توضیح بدم . ولی من روایتش رو می گم . امام معصوم (ع) فرمودند : “ کسی که بخاطر پول ازدواج کند مطمئن باشد نه به پول می رسد و نه به دنیا . ” این زندگی براش زهر می شه . اما من یه مورد سراغ دارم که زهرش نشد ، با یه دختر پولدار ازدواج کرد ، بعد هم طلاقش داد و پولها رو کشید بالا ! همینه دیگه ، ازدواج تجارتی یعنی این .
3 ـ
ازدواج کاغذی : با یه نامة شمع و گل و پروانه و بلبل که اینور زیرش نوشته : آه ! ما دو گل بودیم که در مرداب کویر همدیگر را پیدا کردیم . . . . ! ازدواج می کنند .
می گه : عجب قلمی داره ؟! عزیز من ! تو که با قلمش نمی خوای ازدواج کنی ، خودش رو دیدی یا نه ؟ می گه : وای ! نمی دونی با رنگ سبز هم نوشته بود ! خُب بنویسه ، اصلاً با رنگ مغز پسته ای راه راه بنویسه . این که دلیل ازدواج نیست . بعضی از ازدواج ها کاغذی هست ، روی کاغذ خیلی خوب مهرورزی می کنند ، اما الزاماً اینها در زندگی انسانهای مهرورزی نیستند . اتفاقاً خدمتتون عرض می کنم آمارش رو هم برید بگیرید . اتفاقاً نویسنده ها و ادبا و شاعرها معمولاً زندگی موفقی ندارند . چون آدمی که پای زندگیش باشه و مهرورزی بکنه با کاغذ مهرورزی نمی کنه . این رو همیشه داشته باشید این که بعضاً می بینید توی بچگی و توی جوانی خواهرها مخصوصاً و برادرها خیلی اهل خاطرات و نوشتن هستند برای اینه که کسی رو برای مهرورزی ندارند . عنایت می کنید ؟ و اگر داشته باشه نویسندة خوبی نمی شه . اینهایی که نویسنده های خیلی خوبی هستند الزاماً انسانهای موفقی در زندگی نیستند . این قید الزاماً رو در همه حرفهای من داشته باشید . این طوری نیست که دیگه از فردا هرچی شاعر و نویسنده هست بگیم : ببخشیدا ! شرمنده برو با همون کاغذت حال کن ، بی خیال ما شو ! نه ، گفتم : “ الزاماً ” پس این رو هم داشته باشید ، ازدواج کاغذی نکنید .
4 ـ ازدواج هوسی یا ازدواج خیابانی :
عشق هایی کز پی رنگی بود عشق نبود عاقبت ننگی بود

اون کسی که به همین راحتی ، پای تلفن یا توی خیابون با تو مهرورزی می کنه ، به همین راحتی هم بعد از 6 ماه یا یک سال که محبت براش عادی شد می ره سراغ یکی دیگه .
فرمودند : زنها و مردها قبل از ازدواج عفاف داشته باشند . مطمئن باشید که این مهرورزی طرف مقابل ، برای اولین بار هست . با این اطمینان ( اطمینان به اولین بار بودن ) مطمئن می شی که آخرین بار هم هست . یعنی فقط خودتون دو نفر هستید . این حرف رو من از قول کانت می گم : ( نه از قول امام صادق (ع) یا علمای اخلاق ) کانت می گه : “ عشق هایی که در خیابان اتفاق می افتد در همان خیابان هم باطل می شود ! ”
دیگه کی می گه ؟ امیل می گه : “ آنهایی که در خیابان عاشق ظاهر یکدیگر می شوند ، زندگیشان محکوم به شکست است . ” یعنی علما و فلاسفه و روانشناسان غرب هم به این نتایج رسیدند .
عزیز من ! اول کار داغ هستی ، فکر می کنی بعد از یک سال هم همین هست ، رنگ می بازه . باید به دلت بیفته ، باید عشق پاک باشه ، تا بمونه . عشق ناپاک ماندنی نیست . این رو مطمئن باشید .
5 ـ ازدواج تشکیلاتی ـ سیاسی‌ ـ عقیدتی : آقا ! بنده و فلانی همکاریم ، ازدواج می کنیم ، این می شه ازدواج تشکیلاتی . همکار بودن دلیل ازدواج نیست . می گه : ما اگر ازدواج کنیم ، حسابی کارمون می گیره . این انگیزه بدیه . نباید با این هدف و انگیزه که کارمون بالا می گیره ، ازدواج کنیم . انگیزه ازدواج باید خود ازدواج باشه . حالا اگه همکار بودیم خُب بهتر کارمون بالاتر می ره ، اما بخاطر تشکیلات و کار و همکاری ، ازدواج کردن ، این انگیزه بدیه . یعنی نباید انگیزه اصلی باشه .
پیغمبر (ص) می فرمایند : از زنی که “ الخضراء الدمن ” هست ، اجتناب کنید ، و بعد در معنا و ترجمه این روایت می گن : یعنی دختر و زن زیبارویی که در خانوادة بی دین و لااُبالی و فاسق بزرگ شده باشد . این رو اغلب اشتباه معنا می کنند ، فکر می کنند این عبارت به این معنا هست که چنین دختری محکوم هست که هیچ مؤمنی سراغش نره ، نه ، وقتی حضرت می فرماید : “ بزرگ شده ” به معنی تربیت شدن هست ، یعنی این دختر و یا پسر در خانواده بی دین تربیت شدند و خودشون هم فاسق هستند ، اینها فقط جمال ظاهری دارند ، اما سیرت ندارند .
ممکنه یه دختری در یک خانوادة فاسق اونقدر متدین رشد کنه که حتی اجبار هست و واجب هست برای یک جوان متدین که این دختر رو از این خانواده نجات بده . با پدر و مادرش بحث کنه . پس کی می تونه بره و نجاتش بده ؟ ممکنه یه پسری در خانواده بد باشه ، لازم هست که یک دختر متدین به این جواب مثبت بده تا نجات پیدا کنه . اینها محکوم به فنا یا غرق شدن در گناه نیستند . “ خضراء الدمن ” یعنی دختری که فقط چون زیباست ، با او ازدواج کنی ، چرا ما باید اعمال خانواده رو پای دختر یا پسرش بنویسیم ؟ این رو هم خوب دقت کنید . چون معمولاً می گن : ببینید خانواده اش چطور هستند ؟ چه ربطی داره ؟ شاید فاکتورهای قوی تری باشه که خانواده در این فاکتورها هضم بشه .

ا
َنّانه : فرمودند : زن انانه نگیرید ، انانه یعنی چی ؟ یعنی زنی که دائم ناله می کنه ، صبح تا شب ناله می کنه ، خواهرهایی که این خصوصیت رو دارند باید رفع کنند . فرمودند زن انانه نباشه ، صبح تا شب ناله نکنه ، همه اش می خواد حرف بزنه ، ناله کنه . راه می خواد بره ناله می کنه ، می شینه ناله می کنه . دائماً اهل تمارض هست . فرمودند این رو نگیرید .
مَنّانه : فرمودند : دومین نوع زنهایی که گفتند نگیرید ، زنهای منانه هستند ، زنی که منت می گذاره ، یه کار میخواد انجام بده ، منت می ذاره . جزء وظایفش نمی دونه . حالا این که می گم “ زن ” دقیقاً این حالت برای شوهر هم هست . فرقی نمی کنه . ( منانه یعنی زن یا شوهری که منت می گذاره )
حَنّانه : گفتند همسر حنانه نگیرید ، یعنی چی ؟ گفتند زنی که بیوه هست ، شوهر قبلی داشته و از اون شوهر بچه داره ، این الزاماً ازدواج موفقی برای کسی که می خواد برای اولین بار ازدواج کنه نیست . حالا یه مورد ممکنه ازدواج موفق باشه و حتی موفق تر از ازدواج با یک مجرد ، این بحثش جداست و استثناء بردار هست .
حَدّاقه : گفتند زن حَدّاقه نگیرید ، این چه جور زنی هست ؟ زن هوس باز ، این صفت توی خواستگاری مشخص می شه ، 5 دقیقه با اون به بازار می ری ، از نگاه کردنش به ویترین مغازه مشخص می شه . بگو ببخشیدا این خصوصیت در شما هست ، شرمنده !!
گرفتی هم گرفتی ! ولی پدرت رو در می یاره . صبح تا شب باید انواع و اقسام سرویس ها رو براش بخری . شش نوع پفک ، 7 نوع شکلات ، 20 نوع گردنبند ، ده نوع آئینه و شمع دون و . . . این یعنی چی ؟ یعنی این که این زندگی ، زندگی نخواهد شد و اگر کسی حداقه هست ، باید این صفت رو از خودش دور کنه .
برّاقه : زنی که برق برق می زنه ، یارو خیلی هم زیبا رو هست ، می برن تو سالن آرایش و بیرون می یارن ، می شه مثل کیک خامه ای ! فرمودند : زنی که به آرایش خیلی علاقه داره ، نگیرید . این از شصت سال عمرش ، سی و هشت سال رو می خواد پشت میز توالتش بشینه ! این هم برای تو زن نمی شه . اما یه وقت هست مرد دوست داره زنش کیک خامه ای باشه ، این اشکالی نداره ! اینها همه اش توی خواستگاری معلوم می شه ، این دستور معصوم (ع) هست . فرمودند زن این مدلی نگیرید .

شَدّاقه : فرمودند زن شداقه نگیرید ، یعنی زنی که صبح تا شب حرف می زنه . یه باطری کامیون به علاوه برق شهر به علاوة برق سه فاز با موتور برق با 6 ،‌7 تا ژنراتور لازم داره که فکش کار کنه ! این هم توی خواستگاری معلوم می شه . مثلاً وقتی سؤال کنی که خُب نظر شما راجع به معرفت نفس چیه ؟ اگه خواستگاری ساعت 8 شروع شده ، 2 نصف شب نظر ایشون تموم می شه ! ( برای مردها هم همین طور ) بگو : ببخشیدا ! ما زندگی هم داریم . یا هر سؤال و مسئله دیگه ای مثلاً می گی : شما ایده آل هاتون توی زندگی چیه ؟ پدر و مادر نشستند ، اینها می خوان به تفاهم برسند ! دیگه باید بیان برای نماز صبح بیدارشون کنند !! آقا شما چکار می کردید ؟! ایده آل هامون رو بررسی می کردیم ! بیاید بابا برید دنبال کارتون ! جفت تون انداختنی هستید !
هر کدوم از ما جلوی آئینه که می ایستیم ، از نظر خودمون خوشگل ترین آدمهای دنیائیم ، نظر خودمون این هست ، همه ماها وقتی به محاسنمون نگاه می کنیم انگار از دماغ فیل افتادیم ، همه ماها وقتی که به محاسن خودمون می اندیشیم فکر می کنیم که یا باید یوسف بیاد خواستگاری مون یا بریم خواستگاری هاجر . غیر از این راه نداره . اما وقتی از یک دید بیرونی به ما نگاه می کنند ، سراپای ما عیب هست . لذا هیچ ایرادی نداره طرف مقابل ما هم یک عیب هایی داشته باشه . این رو دقت کنید . برادرها و خواهرها همه ماها زیاد عیب داریم ، هیچ ایرادی نداره طرف مقابل ما هم یه عیب هایی داشته باشه .
می گن : آقا ! از زیبایی نگفتید . و اما شرط زیبایی ، همون به دل نشستن هست به هر حال یکی از راههای به دل نشستن زیبایی هست ، اما عنایت کنید اول خودمون رو یه چکابی کنیم . خُب بابا باید یه کسی گیرمون بیاد یا نه ؟ اینها همه به زیبایی فکر می کنند ما ملکه زیبایی جهانیم ، این رو دقت کنید . و این رو مطمئن باشید که زیبایی یکی از راههای به دل نشستنه . راههای دیگه هم هست و این رو دقت کنید که خیلی از زیبا رویان به دل نمی نشینند و اگر بشینند یکی دو روز بیشتر به دل نمی نشینند ، روز سوم از دل می رن . چون زیبایی عادی می شه .
عزیزان من عنان مهمترین مسئله زندگی شون رو دست احساسات و دلشون ندن ، بعد از مدتی عادی می شه .
باز کانت در شرایط ازدواج می گه : “ زیبایی چون از راه چشم وارد می شود و چشم مدت مصرف دارد پسندیدنش عادی می شود . ”
انسان ممکنه خواهرش یا برادرش از نظر مردم خیلی زیبا باشند ، اما اون علاقه ای که به خواهر یا برادرش داره به خاطر زیبایی شون نیست . چون براش عادی شده . ممکنه همه جهان از زیبایی خواهر یا برادر ما تعریف کنند اما خود ما اصلاً احساس نکنیم . چون برامون عادی شده . این رو دقت کنید .
توی پسندهاتون خودتون رو هم در نظر بگیرید ، مشکل پسند نباشید ، یه بنده خدایی با یکی از رفیق های ما توی مشهد بحث می کردند ،‌ گفت : تویی که داری دنبال زن می گردی ، شرایطت چیه ؟ گفت : جمال و کمال و بعد هم اهل جهاد باشه و معرفت نفس داشته باشه ، اهل نماز شب باشه ، اهل تهجد باشه و . . .
همه اش رو گفت ، بعد اون بنده خدا گفت : من یه کسی رو می شناسم که واجد این شرایط بود اما ازدواج کرد ، گفت :‌ اِه راست می گی ؟ کی بود ؟ گفت : آیت الله جوادی آملی !! گفت : مرد حسابی ! تو می خوای زن بگیری یا دنبال مرجع تقلید می گردی ؟ برو زنت رو بگیر دیگه .
خُب انشاءالله خواهرها و برادرها دقت می کنند که در این امر هم از مسیر صحیح جلو بروند . چرا که می فرمایند : ” اَبا الله ان یجری الأمور بغیر اسبابها ” خداوند ابا دارد که امور را غیر از اسبابش جلو ببرد . اگر از این مسیر جلو نری به نتیجه
نمی رسی .

   1      2    >>