جدیدترین فیلمهای 2010 جدیدترین فیلمهای 2010
Iron man2,Shrek4,Prince of Persia...
هرفیلم 190 تومان+هدیه
بهترین فیلم های ۲۰۱۰ یکجا
فرصت را از دست ندهید
هر فیلم 190 تومان+هدیه
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
1388/09/27

نه دنبال «باران»

- نه مجذوب «یاران»

- نه در «اعتدالم »

- نه با «ائتلافم»

- نه «میهن پرستم»

- نه با حزب «سازندگی» عهد بستم

- نه «سبزم» نه زردم

- نه با «توسعه» در نبردم

- نه دنبال عشق و «مودت»

- نه دنبال «تولید» ثروت

- نه «فرزند ایران»

- نه حزب «جوانان»

- نه «روحانیون» را رئیسم

- نه در «جامعه» کاسه لیسم

- نه دنبال احزاب «پاکم»

- نه «خردادیان» را هلاکم

- نه در حزب «کارم»

- نه بر پله های «ترقی» سوارم

- نه با جمع «نسوان»

- نه در حزب «ایران»

- نه با «اتحادم»

- نه با «اعتمادم»

- نه اندر «رفاهم»

- نه دنبال حزب و سپاهم

- نه «همبستگی» را مریدم

- نه «آزادگان» را مرادم

- نه با چپ چپم من

- نه با راست دشمن

- اصولی و اصلاح گر هم نیم من

- من اینم که هستم ، بگویم کیم من؟

- من ایرانیم

- در رکاب امینم

- سرا پا دو گوشم

- به هوشم

- به بانگی ز سید علی می‌خروشم

- پی یک اشاره

- دوباره ، سه باره

- پیاده ، سواره

- به فرمان رهبر

- نهم سر

- روم پای صندوق ، یک بار دیگر

- به یاد شهیدان

- شهیدان دوران

- که رفتند تا ما بمانیم و ایران

- ببندم ز اعماق جان عهد و پیمان

- کنم با ولی زمانه

- یکی بیعتی جاودانه

- روم پای صندوق بیعت

- کنم یاد از پیر امّت

- به یاد امامم

- به عهدی که با رهبر خویش بستم بمانم. بمانم . بمانم .

1388/09/27

 بسم الله...

امروز رفته بودم نماز جمعه ی وحدت بخش لواسانات!!!!  

اولاش خوب بود....ولی...ولی پس از پایان مدتی که حرفهای امام جمعه تموم شد یکی پاشد و یکسری چیزا گفت...ولی بعد نماز دوم یه آخوندی که من می شناسمش و می دونم سطح تحصیلاتش بسیار پایینه و آدم روشن بینی نیست شروع کرد فحش دادن به امام جمعه و موسوی و کروبی و سید حسن خمینی و...... 

چه نماز جمعه ی وحدت بخشی...امام جمعه راست می گفت از بعضی از تریبون ها صدای وحدت بیرون نمیاد!!راست می گفت....اگه نماز جمعه لواسون رفته باشید می دونید راحت میشه رفت پشت تریبون.... 

رفت بالا و گیر داد به امام جمعه که چرا مثلا شما 8 سال دولت خاتمی رو بردید زیر سوال حالا که به امام توهین کردن چرا ساکتین و........امام جمعه هم اعتراض کرده بود ولی مثلا نگفته بود مرگ بر فلونی.... 

دیگه ببینی شلوغ شد...محافظا یکیشون پرید میکروفون رو گرفت....یکی فحش می داد ..یکی تکبیر میفرستاد...و من فهمیدم که....فهمیدم که آدمای بی سواد چطور می تونن مردم رو گمراه کنند......من هم معتقدم موسوی و کروبی اشتباه کردند ولی نماز جمعه رو مثلا گذاشته بودند وحدت بخش...تا این قائله ها تموم شه!!! 

حالا که اومده بود پایین شروع کرد به فحش دادن!!!!فحش ها (مثل بیشعور و نفهم و...)به امام جمعه و هرکی جلوش رو می گرفت و فحش کشید به محافظها.... 

آخه حاج آقا شما مثلا آخوندی....مثلا باید الگو باشی....خودم 4 ، 5 تا دوست روحانی و طلبه دارم....یکیشون که طلبه هست با اینکه مامم(معمم؟؟؟) نیست ولی بسیار با ادب رفتار می کند....که نکند کسی بفهمد طلبه هست و ایشون هم خطایی کنند و ...شان لباس بیاید پایین! 

تو پست قبلی گفتم رادیکال ها میان چرت و پرت می گن....و گفتم...ای کاش می رفتم تهران....آقای امامی کاشانی بسیار خوب صحبت کرده بودند.... 

پ.ن:خدایا انسانهای تندرو رو از رو زمین بردار!!(می دونم هدایت نمیشن!!)(این رو شوخی کردم!!!) 

پ.ن۲:خدایا همه ی ما رو هدایت کن..

1388/09/26

بسم الله...

تو کتابا نوشتن تنبلی کار زشته...تایپ کن و...ممد با توام..تایپ کن!

سلام مجدد به شما دوستان.....خوب!!!!بد!!!!زشت!!!!(good bad ugly)

باز یه روز برفی و متن نوشتن ما گل کرد ..حالا چی بنویسم؟

یادواره...تولد...تولد ...یادواره...

چرا روز تولد من یا روز بعدش یادواره شهداست؟؟چرا ...چرا احساس می کنم یادواره شهدا دبیرستان و مرکز پیش دانشگاهی فتح شاهد بهم نیرو می ده..حال می ده...چرا احساس می کنم یادواره شهدا بهم یه زندگی جدید داده؟؟

الان 4 سال ...آره 4 ساله که سعی می کنم تو متن یادواره باشم...حتی یک هفته تو زمان کنکور درس نخوندم!!!اونم برا یادواره ........ولی معتقدم دانشگاه و رشته ای که رفتم رو از سایه سر شهدا دارم....بهش اعتقاد داشتم...واقعا اعتقاد داشتم!

حالا معتقدم یادواره بهم زندگی جدید داده...یعنی 4 ساله که دارم با خدا حال می کنم....لذت می برم...و احساس می کنم 4 ساله بزرگ شدم!

از کادو ها ی دوستان هم متشکرم.....لطف هایی کردن...بعضی هم فقط لطف دیدن...شیرینی خواستن وبعضی هم پیچونده شدن!و تولدم مبارک....من الان یک جوون 19 یا 20 ساله ام!!!شاید هم یه روح 4 یا 5 ساله....

پ.ن1: محرم داره میاد و من منتظرم ببینم چی می تونم دشت کنم...

یک روز مونده فکر کنم...به محرم...السلام علیک یا ابا عبدالله....و علی الارواح التی حلت بفنائک....علیکم منی سلام الله ..ابدا مابقیت و بقی....

محرم...روحم رو تازه می کنه...نه با بعضی کار های علکی مردم...بلکه با اینکه به فکر وادارم می کنه...

یاد امام و شهدا دلو می بره کرب و بلا ....




1388/09/20

بسم الله... 

سلام....... 

بر آن شدم که قضیه دعوا با راننده مسافرکش تاکسی رو لو دهیم.... 

همین ۲ هفته پیش......لویزان آقا...لویزا؟.....لویزان میری آقا...بیشین بریم.! 

تو ماشین من و ۲ تا خانوم عقب نشسته بودیم و ۱ نفر خانوم هم جولو!!!کلا مرد قضیه ما بودیم!!!! 

ییهو...این طرف شروع کرد به خطرناک رانندگی کردن.....سر ورودی به صیاد که کم مونده بود تصادف شه.....گفتیم خوب اتفاقه...می افته...بعدش دیدیم این راننده تاکسی جوونه با اون قیافه لاتیش شروع کرد به لایی کشیدن و بسیار خطرناک رانندگی کردن.....اون خانوم جولویی اعتراض کرد و راننده هم گفت:ناراختی برو پایین! 

ما هم هیچی نگفتیم و ساکت بودن همه.....دوباره حرکت خطرناکی دیگر که صدای این ۲ خانوم رو در اورد...راننده تاکسیه هم چندتا لیچار نصاب این بانوان محترم کرد.....دیدیم ضایست همه یه چیزی گفتن و ما با این همه  ادعا ساکتیم.....طرف یه حرکت دیگه هم کرد و...من جوش اوردم...چنان دادی سر طرف زدم که چند ثانیه ماشین ساکت بود....مضمون این داد لاین بود که منو همین گوشه اوتوبان پیاده کن و فردا هم بورو خلافیت رو بگیر.....منمعمولا عصبانی نمی شم ولی صبح تو دانشگاه یه اتفاقی افتاده بود که حالم رو گرفته بود.....خلاصه داده رو زدیم و کم هم نیاوردیم!!!راننده یه لحظه جا خورد اون هم شروع کرد به دادو بیداد کردن.....ولی باز هم نتونست شکستم بده! 

خلاصه وقت پیاده شدن کاغذ و قلم در اوردم و شمارش رو یادداشت کردم......طرف فهمید.....اومد پایین دعوا....من هم اولش ترسیدم...ولی گفتم فوقش کتک می خورم دیگه....ثابت قدم موندم .....طرف اومد یه سری لیچار بارم کرد و گفت مثلا گواهی نامه نداری وگرنه گیر نمی دادی من هم گفتم دارم ...گفت ژس تهرانی نیستی و چند وقته اومدی تهران..گفتم که سالهاست تهران زندگی می کنم..خلاصه اون هی می گفت و ما ضایش می کردیم...آخر دوستش اومد قضیه رو جمع کرد...ما هم رفتیم خونه ...شماره ۱۱۰ رو گرفتیم و......رفتیم حال این طرف رو گرفتیم و پلیس فرستادیم سراغش تا دیگه با دانشجو جماعت درست حرف بزنه!!!  

 

پ.ن۱:الان بهم زنگ زدن بیا یادواره کمک گفتم درس دارم....عصر میام...اگر امیر  بفهمه دارم وبلاگ آپ می کنم...تیکه بزرگه گوشمه!

1388/09/19

 بسم الله...

  

نمی دونم چرا اینقدر عاشق برفم.......وقتی برف میاد یه حس نوستالاژیک عجیب غریبی منو می گیره بهم نیرو میده..مثل الان که داره برف می باره... اصلا حال می کنم....شاید برای اینکه تولدم تو یه روز برفیه!!!(3 روز مانده تا تولدم...دوستان کادوهایتان را بشتابید...شماره حساب بدم؟) 

اصلا حال می کنم برم تو برف قدم بزنم و MP3 رو در بیارمو light music گوش کنم.....وای ...چه حس خوب ولی غریبی!!! 

برف........ 

اما دیروز یه سوال پرسید ازم....پسرخالم...فقط برفو دوست داری یا حاضری بری زیرش هم؟ من هم گفتم دوست دارم برم زیرش ولی تا به حال زیر بارش برف پیاده روی نکردم!!!!!!!!!!!

1388/09/18

 

 

سلام... 

الان که دارم این مطلب رو می نویسم پشت سرم داره برف میاد....یعنی چند دقیقه پیش داشت میومد! 

برف سنگین نبود ولی اینقدر بود که ملت تو خیابون نتونن خوب برونن و لیز بوخورن! 

همینجوری تصادف پشت تصادف.....بوم...گروم و بوم!!! 

و اینجا بود که من به عقل خویش یا دیگران شک کردم!!!!شاید هم به عقل آن بنده خدایی که زنجیر چرخ رو اختراع کرده است!!!! 

نه realy می ارزد تصادف کنی و خرجت بره بالا...واس اینکه 30 دیقه وقت نگذاری که زنجیر چرخ ببندی و راحت برونی..تازه اینجوری لیز نمی خوری و می تونی باسرعت بیشتری بری و اون 30 مین خودش جبران میشه!!! 

حالا شما بگو به عقل کی شک کنم بهتره؟ خودم ..خودت...یا اون مخترعه!!! 

استاد فیزیک پایمون راست می گفت...ایران رو خدا نگه می داره....با این همه آمورفی و بی نظمی و رو هوایی و بودجه میلیلرد دلاری آمریکا و اسراییل و قطعنامه دان سازمان ملل(که منتظر پاره شدنش هستیم!!!!قطعنامه دان رو میگم!)نبستن زنجیر چرخ!!!میشه خدارو اثبات کرد....با این همه دنگ و فنگ هنوز مملکت داره پیش میره...ومن به خدا ایمان پیدا کردم!!!! 

و اینجا بود که خدا زنجیر چرخ را آفرید.... 

 

می خوام برم کوه برف بازی میای؟؟؟اوه...اوه...اوه.....همین الان تازه که مردم رفتن ساعت 9 صبح کامیون شهرداری داره خیابونا رو تمیز می کنه...خوبه حالا میتونم برم یونی(مخفف university!)  

برف دوباره شروع شد...نگفتی میای بریم برف بازی؟؟؟؟؟

1388/09/17

بسم الله........

همینه دیí....وقتی آدم بخواد یه کاری بکنه و نتونه چرت و پرت نویس میشه.....آره همین که تو ترک یک گناهی باعث میشه چرت و پرت بنویسی..همین که میبینی لایه ها ی بالای نظام دارم با هم پنجه می ندازن و غربی ها هم فرت و فرت قطعنامه می دن.....چرت و پرت مینویسی....همینجوری می بینی و .....چرت و پرت می نویسی....این موسوی چیا که فعلا بس کن نیستن.....اون رادیکالیها هم که مغزشون پاره سنگداره...همینه دیí...غربی ها می گن دوست داریم قطعنامه صادر می کنیم!!!!!!والا منم بودم صادر می کردم.....تو این اوضاع قاراشمیش وار....وقتی با کمال تاسف ماشین رو بفروشن به امید خریدن یک نوش ....دیه چرت و پرت سهله......هزیون هم می گی....

هی خدا......چی بگم.....دیشب داشتم خواب می دیدم دوباره شدم ۱۰ ساله!!!!چه لذتی داشت.....به همه اعتماد داشتم.....شاد بودم...تهمت نمی زدم....سیاسی بازی نمی کردم....وای....یادته بازی می کردم...نوستالاژیک بود حسابی......تازه اومده بودم تهران...اینقدر حیام بالا بود که وقتی می دیدم دختر پسرای جوون ساختمون تو حیات داشتن باهم مختلط بازی می کردن....من به جای اونا آب می شدم...خجالت می کشیدم از جلشون رد شم....واس همین ۱ ساعت تو راهرو وای میستادم که برن خونشون بدش برم از ساختمون بیرون!!!! آره در این حد......

ولی الان کجام...راحت تو خیابونای کثیف تهران راه میرم و تو دانشگاه دختر پسرایی رو می بینم....می بینم....ای کاش نمی دیدم.....پسرایی که  به نظر میاد دخترن چون ۹۹ درصد تایمشون با دختران و دخترایی که به نظر میاد پسرن چون ۹۹ درصد وقتشون رو با پسران!!!!!!!!

دیروز دانشگاه شلوغ شد کمی تا قسمتی ابری.....یه عده می گفتن مرگبر فلونی اون یکی هم می گفت مرگبر فلونیی دیí!

نمی دونم به کی بگم که درکم کن...از بعضی ها که اینور افتادن و بعضی که اونور افتادن....فریاد ؛هل من؛نظام رو می شنوی.....کی آزادست...کی آزادست که کمک کنه....حسین تنهاست....کمکش کنید.......چی...همین شما ها مگه دایه دار حفظ نظام نبودین پس کوشین....خودتون که بیشتر دارین ضربه می زنین......

الو...الو.....صدام میاد.....ممد ممد جاسم....ممد ممد جاسم...ممد جان بچه ها دارن می رن.....آتیش خیلی سنگینه تانکاشون دارن میان.....ممد جان بگوشی.....

ممد جان بگوشی.....ممد الان وقت سنگر شنی زدن و علی اللهی عمل کردن نیست....فرمانده میگه تحصیل تهذیب ورزش.......الان تانکاشون دم خونه هامونن....تو موبایامون.....الو....الو..ممد جان بگوشی.....صدای منو داری.....


و...همین!

آرزو بر جوانان عیب نیست...خداجون خودت آرزوی مارو می دونی.....به قول داش مشتی ها اول پاکم کن بد چالم کن....

   1      2    >>