پودر سفید کننده دندان پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
1388/10/20

باقی در ادامه مطلب....

ادامه مطلب ...
1388/10/14

بسم الله...

افراطی گری.....ولش کن...

می دونی چیه....واسم جالب شده...این قضیه ی دنیا یدانی رو می گم.....یادمه در دوران اصلاحات گروهی بودند اندر نام "کفن پوشان!" این گروه راست و چپ می ریختن تو خیابون اعتراض به دولت که مثلا فیلم روز تولد اجازه اکران دادید و ...نمی دونم وزیر شما با نمی دونم کی کیک دست داد و ....فلان شد و فلان شد...کفن پوشان راه می افتادند تو خیابون که آره حالتون رو می گیریم....

جدا از اینکه اعتراض می کردند به دولت و کسی کارشون نداشت می رسیم به جا های دیگه!

به اینکه می رسد ار چپ و راست....آوای کارهای نیازمند کفن پوشی!!! ولی به نظر میاد این گروهک از سال 1384 یا منحل شده یا انقراض یافته...طوری که حتی در موزه ها هم یافت نمی شوند....(قابل توجه میراث فرهنگی برای تهیه یک نمونه از این گروه!)

جالبه ...الان فیلم هایی میان و میرن که صد درجه از ا سرود تولد بدتره...دیگه با یک وابسته ی به آمریکا دست نمی دهند بلکه پشت میز مذاکره (آنهم 3 جانبه!) می نشینند با بعضی ها!یا می روند در کیش 2 بار پیاپی مسابقه ورزشی برگزار می کنند و حجاب اسلامی(چقدر هم اسلامی!!) آنجا فراموش می شود تا بعضی ناراحت نشوند و.....یا می روند و در فلان کشور اروپایی بدون حجاب بازی می کنند و یا لایحه برای ورود خانومها به ورزشگاه می دهند و صدای علما در میاد و ....یا همه کاره ی فرهنگ کشور(شیخنا مشایی!) عکس هایی بس عجیب بیرون می دهند و و یا شیخنا(نام برده شد!) حرف هایی می زند در تفاوت با مشی اسلامی و مخالفت علما و نامه های عجیب غریب و غیره.....یا و یا و یا...زیاد است یا!

اتفاق می افتد ولی این گروه اگر مینیموم وجودی هم داشتند الان لا اقل یک کفن پوش خیابان انقلاب رو متر می کرد!!!ولی وا اسفا!!که این گروه به طور کامل مورد انقراض قرار گرفته است و هیچ اثری وجود ندارد از این گروه.....ما هم منتظریم شاید سازمان میراث فرهنگی از این مورد نمونه ای هر چند کوچک پیدا کند!!!



1388/09/27

نه دنبال «باران»

- نه مجذوب «یاران»

- نه در «اعتدالم »

- نه با «ائتلافم»

- نه «میهن پرستم»

- نه با حزب «سازندگی» عهد بستم

- نه «سبزم» نه زردم

- نه با «توسعه» در نبردم

- نه دنبال عشق و «مودت»

- نه دنبال «تولید» ثروت

- نه «فرزند ایران»

- نه حزب «جوانان»

- نه «روحانیون» را رئیسم

- نه در «جامعه» کاسه لیسم

- نه دنبال احزاب «پاکم»

- نه «خردادیان» را هلاکم

- نه در حزب «کارم»

- نه بر پله های «ترقی» سوارم

- نه با جمع «نسوان»

- نه در حزب «ایران»

- نه با «اتحادم»

- نه با «اعتمادم»

- نه اندر «رفاهم»

- نه دنبال حزب و سپاهم

- نه «همبستگی» را مریدم

- نه «آزادگان» را مرادم

- نه با چپ چپم من

- نه با راست دشمن

- اصولی و اصلاح گر هم نیم من

- من اینم که هستم ، بگویم کیم من؟

- من ایرانیم

- در رکاب امینم

- سرا پا دو گوشم

- به هوشم

- به بانگی ز سید علی می‌خروشم

- پی یک اشاره

- دوباره ، سه باره

- پیاده ، سواره

- به فرمان رهبر

- نهم سر

- روم پای صندوق ، یک بار دیگر

- به یاد شهیدان

- شهیدان دوران

- که رفتند تا ما بمانیم و ایران

- ببندم ز اعماق جان عهد و پیمان

- کنم با ولی زمانه

- یکی بیعتی جاودانه

- روم پای صندوق بیعت

- کنم یاد از پیر امّت

- به یاد امامم

- به عهدی که با رهبر خویش بستم بمانم. بمانم . بمانم .

1388/09/27

 بسم الله...

امروز رفته بودم نماز جمعه ی وحدت بخش لواسانات!!!!  

اولاش خوب بود....ولی...ولی پس از پایان مدتی که حرفهای امام جمعه تموم شد یکی پاشد و یکسری چیزا گفت...ولی بعد نماز دوم یه آخوندی که من می شناسمش و می دونم سطح تحصیلاتش بسیار پایینه و آدم روشن بینی نیست شروع کرد فحش دادن به امام جمعه و موسوی و کروبی و سید حسن خمینی و...... 

چه نماز جمعه ی وحدت بخشی...امام جمعه راست می گفت از بعضی از تریبون ها صدای وحدت بیرون نمیاد!!راست می گفت....اگه نماز جمعه لواسون رفته باشید می دونید راحت میشه رفت پشت تریبون.... 

رفت بالا و گیر داد به امام جمعه که چرا مثلا شما 8 سال دولت خاتمی رو بردید زیر سوال حالا که به امام توهین کردن چرا ساکتین و........امام جمعه هم اعتراض کرده بود ولی مثلا نگفته بود مرگ بر فلونی.... 

دیگه ببینی شلوغ شد...محافظا یکیشون پرید میکروفون رو گرفت....یکی فحش می داد ..یکی تکبیر میفرستاد...و من فهمیدم که....فهمیدم که آدمای بی سواد چطور می تونن مردم رو گمراه کنند......من هم معتقدم موسوی و کروبی اشتباه کردند ولی نماز جمعه رو مثلا گذاشته بودند وحدت بخش...تا این قائله ها تموم شه!!! 

حالا که اومده بود پایین شروع کرد به فحش دادن!!!!فحش ها (مثل بیشعور و نفهم و...)به امام جمعه و هرکی جلوش رو می گرفت و فحش کشید به محافظها.... 

آخه حاج آقا شما مثلا آخوندی....مثلا باید الگو باشی....خودم 4 ، 5 تا دوست روحانی و طلبه دارم....یکیشون که طلبه هست با اینکه مامم(معمم؟؟؟) نیست ولی بسیار با ادب رفتار می کند....که نکند کسی بفهمد طلبه هست و ایشون هم خطایی کنند و ...شان لباس بیاید پایین! 

تو پست قبلی گفتم رادیکال ها میان چرت و پرت می گن....و گفتم...ای کاش می رفتم تهران....آقای امامی کاشانی بسیار خوب صحبت کرده بودند.... 

پ.ن:خدایا انسانهای تندرو رو از رو زمین بردار!!(می دونم هدایت نمیشن!!)(این رو شوخی کردم!!!) 

پ.ن۲:خدایا همه ی ما رو هدایت کن..

1388/09/18

 

 

سلام... 

الان که دارم این مطلب رو می نویسم پشت سرم داره برف میاد....یعنی چند دقیقه پیش داشت میومد! 

برف سنگین نبود ولی اینقدر بود که ملت تو خیابون نتونن خوب برونن و لیز بوخورن! 

همینجوری تصادف پشت تصادف.....بوم...گروم و بوم!!! 

و اینجا بود که من به عقل خویش یا دیگران شک کردم!!!!شاید هم به عقل آن بنده خدایی که زنجیر چرخ رو اختراع کرده است!!!! 

نه realy می ارزد تصادف کنی و خرجت بره بالا...واس اینکه 30 دیقه وقت نگذاری که زنجیر چرخ ببندی و راحت برونی..تازه اینجوری لیز نمی خوری و می تونی باسرعت بیشتری بری و اون 30 مین خودش جبران میشه!!! 

حالا شما بگو به عقل کی شک کنم بهتره؟ خودم ..خودت...یا اون مخترعه!!! 

استاد فیزیک پایمون راست می گفت...ایران رو خدا نگه می داره....با این همه آمورفی و بی نظمی و رو هوایی و بودجه میلیلرد دلاری آمریکا و اسراییل و قطعنامه دان سازمان ملل(که منتظر پاره شدنش هستیم!!!!قطعنامه دان رو میگم!)نبستن زنجیر چرخ!!!میشه خدارو اثبات کرد....با این همه دنگ و فنگ هنوز مملکت داره پیش میره...ومن به خدا ایمان پیدا کردم!!!! 

و اینجا بود که خدا زنجیر چرخ را آفرید.... 

 

می خوام برم کوه برف بازی میای؟؟؟اوه...اوه...اوه.....همین الان تازه که مردم رفتن ساعت 9 صبح کامیون شهرداری داره خیابونا رو تمیز می کنه...خوبه حالا میتونم برم یونی(مخفف university!)  

برف دوباره شروع شد...نگفتی میای بریم برف بازی؟؟؟؟؟

1388/08/29

http://richardwiseman.files.wordpress.com/2009/02/strange-chair.jpg

1388/08/20

در حالی که شاهد پیشنهاد‌های تأسفباری مبنی بر حذف تاریخ نیاکانمان و سلسله‌های پادشاهی ایران زمین از کتاب‌های تاریخی هستیم، گروهی از پژوهشگران بین‌المللی، با یکی از بزرگترین کشفیات تاریخی خود، سند دیگری بر حقانیت تاریخی و واقعیت هژمونی قدرت تمدن باستانی ایران بزرگ بر سرزمین‌های وسیعی از جهان قدیم صحه گذاردند.

به گزارش خبرنگار «تابناک» و به نقل از سایت «ام.اس.ان.بی.سی»، در این اکتشاف، در کنار بقایای اجساد سربازان تنومند، حجم بزرگی از تجهیزات نظامی از جمله سلاح‌های برنزی، دستبند‌های نقره‌ای، گوشواره‌ها به همراه صدها استخوان در یک منطقه عظیم بیابانی در منطقه صحرایی دور افتاده غرب مصر کشف شده که بر پایه  استنادات تاریخی، بقایای سربازان ایرانی کامبیز دوم، پادشاه هخامنشی ایران باستان ـ که اعراب نام او را به کمبوجیه تغییر داده‌اند ـ است. این سربازان در 525 سال پیش از میلاد مسیح بر اثر گرفتار شدن در یک توفان شن، زنده در زیر لایه‌های شن صحرا مدفون شده بودند.

در این باره، «داریو دل بوفالو»، عضو تحقیقات دانشگاه «لچه» ایتالیا به کانل دیسکاوری آمریکا گفته است: نخستین نشانه برای این موضوع را می‌توان در یادداشت‌های تاریخدان یونانی آقای هرودت دید.

این کشف، یکی از معماهای تاریخی را که توسط هرودوت مورخ یونانی گزارش شده حل کرده است. هرودوت ـ 484-425 پیش از میلاد ـ در کتاب تاریخ خود آورده است، کامبیز، فرزند کوروش، پنجاه هزار سرباز را از منطقه «تبس» به «سیوا» فرستاد تا با طرفداران ـ بت‌پرست ـ معبد آمون در مصر که یکی از ساتراپ‌ها یا استان‌های ایران به شمار می‌رفت ـ که سر به شورش برداشته بودند ـ مقابله کند.

این سربازان پس از هفت روز راهپیمایی در بیابان به منطقه‌ای می‌رسند که هم‌اکنون با نام «الخرقه» شناخته می‌شود و پس از آن بود که سربازان ایرانی ناپدید شدند و هیچ کس اثری از آنها نیافت.

هرودوت در تاریخ خود به باد‌های شدیدی اشاره می‌کند که همزمان با حضور ایرانیان از سمت جنوب وزیدن گرفت و گردباد‌ها و توفان‌های شن عظیم حاصل از آن سربازان ایرانی را در بر گرفت.

این گزارش می‌افزاید: داستان گم شدن ارتش کامبیز ـ کمبوجیه ـ در یادها ناپدید شد و هیچ ردپایی از سربازن ایرانی به دست نیامد تا اغلب دانشگاهیان آن را داستانی خیالی بپندارند.

اما اکنون دو دانشمند باستان‌شناس ایتالیایی ادعا می‌کنند که شواهد برجسته‌ای یافته‌اند که ارتش ایران در توفان شن‌ها دفن شده است. دو برادر ایتالیایی به نام‌‌ها «آنجلو» و «الفردو» کستیگلیونی که به خاطر کشف مشهور خود در بیست سال پیش در شهر تاریخی مصر، «شهر طلا»، معروفیت جهانی پیدا کرده بودند، ادعای جدیدی را مطرح کرده‌اند.

فیلم باستان‌شناسی که در فستیوال «روورتو» نشان داده شده، بیانگر تحقیق سه ساله و همچنین پنج سال اعزام هیأت باستان‌شناسی به این منطقه است. آنها در سال 1996 شروع به این فعالیت کردند که البته آنها آهن‌آلاتی را در نزدیکی «سیوا» پیدا کردند و در حالی که آنها روی منطقه کار می‌کردند، اجساد و استخوان‌های انسان‌های را در یک گودال یافتند که آنها این گودال را یک پناهگاه طبیعی در نظر گرفتند؛ آن یک صخره به طول 114.8 فوت و 5.9 فوت عرض و 9.8 فوت عمق یافتند. از این پناهگاه‌های طبیعی زیاد در صحرا یافت می‌شود، اما این یکی در آن منطقه تنها پناهگاه بوده است و اندازه آن برای پناه بردن و در امان ماندن از توفان شن مناسب است؛ اما فلزیاب‌های یک باستان شناس مصری، تعدادی خنجر برنزی و چندین کمان پیدا کرد.

هرچند آنها ابزارآلات کمی پیدا کردند، این ابزارآلات بسیار مهم بودند، چراکه آنها ابزار آلات ابتدای هخامنشیان بوده و عصر آنها به زمان کامبیز ـ کمبوجیه ـ برمی‌گردد که در یک منطقه نزدیک سیوا در زیر ماسه‌ها به دست آمده‌اند.

همچنین حدود یک‌چهارم مایل دورتر از پناهگاه تیم باستان‌شناسی نیز یک بازوبند نقره‌ای پیدا شده و همچنین گوش‌آویز و چندین حلقه که شبیه تکه‌های گردنبند بودند. تجزیه و تحلیل گوشوارها ـ البته بنا بر عکس‌های به دست آمده ـ نشان می‌دهد که آنها مطمئنا به دوران هخامنشیان تعلق داشته‌اند. حلقه‌های کروی که از نقره ساخته شده‌اند و یک آویز کوچک از نقره که در پنج قرن پیش از میلاد مسیح در ترکیه به دست آمده است، مشابه همین آویز است. آنها همچنین گورهای دست جمعی با هزاران استخوان سفید پیدا کرده‌اند و می‌گویند که بقایای لشکر کامبیز ـ کمبوجیه ـ نیز باید در این منطقه باشد.
با این اوصاف جا دارد که سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به همراه باستان شناسان ایرانی با تحقیقات و همکاری تنگاتنگ با دانشگاه «لچه» بتوانند به نحو احسن از این کشفیات جدید برای بها گذاشتن به فرهنگ و تاریخ کشور، کارهای لازم را برای همکاری دانشگاهی و فرستادن باستان شناسان ایرانی به کشور مصر انجام دهند. 

نقشه قلمرو ایران در دوره هخامنشیان ـ 500 سال پیش از میلاد

اما در پایان، لازم به یادآوری است که چند پیامد بی‌اطلاعی عمدی و سهوی عامه مردم ایران و بسیاری از دست‌اندر کاران فرهنگی کشور نسبت به فرهنگ، تاریخ و تمدن کهن ایران زمین را که سبب شده حتی مسئولان متولی حفظ میراث فرهنگی از پاسداشت میراث گرانبار نیاکانمان غافل بمانند، برشماریم:

1- از وجود خانه و زادگاه نظامی گنجوی در روستای «تا» در تفرش، حتی بسیاری از مسئولان میراث فرهنگی و مردم منطقه آگاهی ندارند. این گونه است که مسئولانی که در هفته گذشته، قول بازسازی آثار تاریخی دولت باکو در گنجه و دیگر نقاط آن سامان را (که مدعی هستند نظامی گنجوی شاعر ملی آنها و نه ایرانیان است!) به آنان داده‌اند، خانه نظامی در ایران را به عنوان یک اثر ارزشمند تاریخی که به ویرانه‌ای تبدیل شده، به حال خود رها کرده‌اند...

2- فراموش نکرده‌ایم که کوتاه زمانی پس از کشف لوح سنگی حکاکی شده در جزیره خارک که به عنوان سندی تاریخی از نام خلیج فارس و حاکمیت تاریخی ایرانیان بر این منطقه به شمار می‌رفت، دست‌های ناپاک ضد ایرانی شبانه با پتک و تیشه به جان این میراث ارزشمند و سند تاریخی افتادند و آن را نابود کردند...
 
3- ایرانیان میهن دوست فراموش نکرده‌اند که مسئولان میراث فرهنگی با تأکید بر این که چون اشیای تاریخی ارزشمندی در غارهای تاریخی تنگه بلاغی نزدیک پاسارگاد پیدا نکرده‌اند(!) پس این غارهای هخامنشی (به زعم آنان) ارزشی نداشته و این گونه بود که مجوز ایجاد سد سیوند صادر شد که علاوه بر زیر آب بردن و نابود کردن غارهای تاریخی تنگه بلاغی، در دراز مدت سبب آسیب تدریجی به پاسارگاد، مقبره کوروش هم خواهد شد.

4- بنا بر گزارش‌ها و عکس‌های ارسالی در هنگام بازسازی (!) مقبره کوروش در سال گذشته که با صدمه به این بنای ارزشمند همراه بود، استخوان‌های کشف شده در سقف بنا ـ که به احتمال قوی بخش‌هایی از جسد کوروش بوده است ـ گفته می‌شود به وسیله مسئولان و کارگران مرمت کار در سطل زباله دور ریخته شده است!


منبع:تابناک

<<    1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>