هواپیمای مدل بسازید ! هواپیمای مدل بسازید !
آموزش ساخت هواپیمای مدل
به زبان فارسی - گلایدر و رادیوکنترل
هواپیمای مدل بسازید !
آموزش ساخت هواپیمای مدل
به زبان فارسی - گلایدر و رادیوکنترل
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
1388/09/18

 

 

سلام... 

الان که دارم این مطلب رو می نویسم پشت سرم داره برف میاد....یعنی چند دقیقه پیش داشت میومد! 

برف سنگین نبود ولی اینقدر بود که ملت تو خیابون نتونن خوب برونن و لیز بوخورن! 

همینجوری تصادف پشت تصادف.....بوم...گروم و بوم!!! 

و اینجا بود که من به عقل خویش یا دیگران شک کردم!!!!شاید هم به عقل آن بنده خدایی که زنجیر چرخ رو اختراع کرده است!!!! 

نه realy می ارزد تصادف کنی و خرجت بره بالا...واس اینکه 30 دیقه وقت نگذاری که زنجیر چرخ ببندی و راحت برونی..تازه اینجوری لیز نمی خوری و می تونی باسرعت بیشتری بری و اون 30 مین خودش جبران میشه!!! 

حالا شما بگو به عقل کی شک کنم بهتره؟ خودم ..خودت...یا اون مخترعه!!! 

استاد فیزیک پایمون راست می گفت...ایران رو خدا نگه می داره....با این همه آمورفی و بی نظمی و رو هوایی و بودجه میلیلرد دلاری آمریکا و اسراییل و قطعنامه دان سازمان ملل(که منتظر پاره شدنش هستیم!!!!قطعنامه دان رو میگم!)نبستن زنجیر چرخ!!!میشه خدارو اثبات کرد....با این همه دنگ و فنگ هنوز مملکت داره پیش میره...ومن به خدا ایمان پیدا کردم!!!! 

و اینجا بود که خدا زنجیر چرخ را آفرید.... 

 

می خوام برم کوه برف بازی میای؟؟؟اوه...اوه...اوه.....همین الان تازه که مردم رفتن ساعت 9 صبح کامیون شهرداری داره خیابونا رو تمیز می کنه...خوبه حالا میتونم برم یونی(مخفف university!)  

برف دوباره شروع شد...نگفتی میای بریم برف بازی؟؟؟؟؟

1388/09/17

بسم الله........

همینه دیí....وقتی آدم بخواد یه کاری بکنه و نتونه چرت و پرت نویس میشه.....آره همین که تو ترک یک گناهی باعث میشه چرت و پرت بنویسی..همین که میبینی لایه ها ی بالای نظام دارم با هم پنجه می ندازن و غربی ها هم فرت و فرت قطعنامه می دن.....چرت و پرت مینویسی....همینجوری می بینی و .....چرت و پرت می نویسی....این موسوی چیا که فعلا بس کن نیستن.....اون رادیکالیها هم که مغزشون پاره سنگداره...همینه دیí...غربی ها می گن دوست داریم قطعنامه صادر می کنیم!!!!!!والا منم بودم صادر می کردم.....تو این اوضاع قاراشمیش وار....وقتی با کمال تاسف ماشین رو بفروشن به امید خریدن یک نوش ....دیه چرت و پرت سهله......هزیون هم می گی....

هی خدا......چی بگم.....دیشب داشتم خواب می دیدم دوباره شدم ۱۰ ساله!!!!چه لذتی داشت.....به همه اعتماد داشتم.....شاد بودم...تهمت نمی زدم....سیاسی بازی نمی کردم....وای....یادته بازی می کردم...نوستالاژیک بود حسابی......تازه اومده بودم تهران...اینقدر حیام بالا بود که وقتی می دیدم دختر پسرای جوون ساختمون تو حیات داشتن باهم مختلط بازی می کردن....من به جای اونا آب می شدم...خجالت می کشیدم از جلشون رد شم....واس همین ۱ ساعت تو راهرو وای میستادم که برن خونشون بدش برم از ساختمون بیرون!!!! آره در این حد......

ولی الان کجام...راحت تو خیابونای کثیف تهران راه میرم و تو دانشگاه دختر پسرایی رو می بینم....می بینم....ای کاش نمی دیدم.....پسرایی که  به نظر میاد دخترن چون ۹۹ درصد تایمشون با دختران و دخترایی که به نظر میاد پسرن چون ۹۹ درصد وقتشون رو با پسران!!!!!!!!

دیروز دانشگاه شلوغ شد کمی تا قسمتی ابری.....یه عده می گفتن مرگبر فلونی اون یکی هم می گفت مرگبر فلونیی دیí!

نمی دونم به کی بگم که درکم کن...از بعضی ها که اینور افتادن و بعضی که اونور افتادن....فریاد ؛هل من؛نظام رو می شنوی.....کی آزادست...کی آزادست که کمک کنه....حسین تنهاست....کمکش کنید.......چی...همین شما ها مگه دایه دار حفظ نظام نبودین پس کوشین....خودتون که بیشتر دارین ضربه می زنین......

الو...الو.....صدام میاد.....ممد ممد جاسم....ممد ممد جاسم...ممد جان بچه ها دارن می رن.....آتیش خیلی سنگینه تانکاشون دارن میان.....ممد جان بگوشی.....

ممد جان بگوشی.....ممد الان وقت سنگر شنی زدن و علی اللهی عمل کردن نیست....فرمانده میگه تحصیل تهذیب ورزش.......الان تانکاشون دم خونه هامونن....تو موبایامون.....الو....الو..ممد جان بگوشی.....صدای منو داری.....


و...همین!

آرزو بر جوانان عیب نیست...خداجون خودت آرزوی مارو می دونی.....به قول داش مشتی ها اول پاکم کن بد چالم کن....

1388/09/08

سلام....براستی قاتی کردی خانوم دکتر؟!!!! ما مهندسا ریاضی داریم . معادلات دیفرانسیل و ریاضی مهندسی!!!!!!اگه قرار باشه مغز کسی قات برداره!!!...که حساب ما مهندسا جداست(چه متکبر!!!مهندس!!!چه زود شدی مهندس....تا 2 روز پیش که خرگوش بازی می کردی و با اون عروشک آبی دوست داشتنی نوستالاژیکت داشتی حال می کردی!!!چه قدر دوران خوبی بود...نوستالاژیک!!!!کارخونه ی بمب سازی بودی و 50قوطی کبریت رو باهم آتیش می زدی و تازه بمب دست سازت رو هم به برق می زدی....واه عجب قاراشمیش وار...بگذریمآقای مهندس م.!!!حالا شدی مهندس کامپیوتر-نرم افزار-یعدا هم می ری تو کار شبکه.....ازدواج می کنی ...و بچه دار میشی و.......کار می کنی.....مسافرت می ریو....میمیریو....رو دستا حمل میشیو...لا اله الاالله...بگو لااله الا الله...میری تو 2 متر نه 1 متر قبر می خوابی!!!!!!!آخر دنیا همینه...همونطور که الان شدی آقای مهندس و تا ثلث عمر اومدی جلو...بقیش هم میگذره...آره خانوم دکتر این نیز بگذرد.....حالا بخاطر این 60 یا 70 سال عصبی بشی ...قاطی کنی...بری تو دیفال!!!!!)
می دونی خانوم دکتر دردمندی خوبه...آره منم می خوام گریه کنم...گریه کنم برای کارایی که می تونستم و نکردم و کارایی که نمی تونستم و کردم!!!!ولی سنگدلیم...آره خانوم دکتر...این قلب سنگی نمی گذاره...می گه غرور مردونت کو...کجاست رگ غیرتت...مرد باش..مرد که گریه نمی کنه....
این ها را عجیب دلم می خواهد به دوستی بگویم که : آنان که ز ما دور ولی در دل و جانند/ بسیار گرامی تر از آنند که دانند + تقصیر من نبود،تقصیر من نیست،من بی معرفت نیستم،نا رفیق نیستم، اگر می شود ببخشید مرا،لطفا ! (کاش کمی آزاداندیش تر بودیم. کاش می شد حرف ها را زد)
ببخشید مرا لطفا...کاش می شد حرف ها رو زد...اما این ......نمی شود....فاصله و دیوار هست خانوم دکتر می دونی؟؟؟
چند تا "عبارت دوستت دارم و محشری وعزیزمی و آدم فوق العاده ای هستی" زیر زبانم گیر کرده ، چطور اینطورخوب شدی و نزدیکتر بیا برایم به شدت سوال شده. همه اش هم تقصیر توست! تو تو تو! به من هم ربطی ندارد، اینجا می گویند دخلی ندارد! حتی این که چطور این حروف به دستت برسند مشکل خودت است به من ربطی ندارد! می خواستی آن ور دنیا، ینگه دنیا نباشی، فرانکفورت هم شد جا؟! شاعر می گوید بنویس:این نیز بگذرد!
اره می خواستی اونور دنیا نباشی...می خواستی تو دنیا ی من باشی....به من چه که نیستی....می خواستی تو دنیا ی من باشی.....
بیرون کشید از این ورطه....
واىىىىى من رو هم دیوانه کردی......ببین خانوم دکتر....دیدی همین رو می خواستی ...تو ناسلامتی دکتری...ولی حال منو بیشتر خراب کردی.....


...
...
...
..
..
.
.
دلم خواست یک چیزی بنویسم به متنم حال بده...رنگ بده....شاید...شاید این جمعه بیاید شاید..........دیده.....

فعلا خداحافظ ...برم امتحان مید ترم بدم!!!!
بعید می دونم کسی متن بالام رو بفهمه...می گن زبون دله...فونت هاش تعریف شده واسه خوده فرده!

1388/08/29

http://richardwiseman.files.wordpress.com/2009/02/strange-chair.jpg

1388/08/20

در حالی که شاهد پیشنهاد‌های تأسفباری مبنی بر حذف تاریخ نیاکانمان و سلسله‌های پادشاهی ایران زمین از کتاب‌های تاریخی هستیم، گروهی از پژوهشگران بین‌المللی، با یکی از بزرگترین کشفیات تاریخی خود، سند دیگری بر حقانیت تاریخی و واقعیت هژمونی قدرت تمدن باستانی ایران بزرگ بر سرزمین‌های وسیعی از جهان قدیم صحه گذاردند.

به گزارش خبرنگار «تابناک» و به نقل از سایت «ام.اس.ان.بی.سی»، در این اکتشاف، در کنار بقایای اجساد سربازان تنومند، حجم بزرگی از تجهیزات نظامی از جمله سلاح‌های برنزی، دستبند‌های نقره‌ای، گوشواره‌ها به همراه صدها استخوان در یک منطقه عظیم بیابانی در منطقه صحرایی دور افتاده غرب مصر کشف شده که بر پایه  استنادات تاریخی، بقایای سربازان ایرانی کامبیز دوم، پادشاه هخامنشی ایران باستان ـ که اعراب نام او را به کمبوجیه تغییر داده‌اند ـ است. این سربازان در 525 سال پیش از میلاد مسیح بر اثر گرفتار شدن در یک توفان شن، زنده در زیر لایه‌های شن صحرا مدفون شده بودند.

در این باره، «داریو دل بوفالو»، عضو تحقیقات دانشگاه «لچه» ایتالیا به کانل دیسکاوری آمریکا گفته است: نخستین نشانه برای این موضوع را می‌توان در یادداشت‌های تاریخدان یونانی آقای هرودت دید.

این کشف، یکی از معماهای تاریخی را که توسط هرودوت مورخ یونانی گزارش شده حل کرده است. هرودوت ـ 484-425 پیش از میلاد ـ در کتاب تاریخ خود آورده است، کامبیز، فرزند کوروش، پنجاه هزار سرباز را از منطقه «تبس» به «سیوا» فرستاد تا با طرفداران ـ بت‌پرست ـ معبد آمون در مصر که یکی از ساتراپ‌ها یا استان‌های ایران به شمار می‌رفت ـ که سر به شورش برداشته بودند ـ مقابله کند.

این سربازان پس از هفت روز راهپیمایی در بیابان به منطقه‌ای می‌رسند که هم‌اکنون با نام «الخرقه» شناخته می‌شود و پس از آن بود که سربازان ایرانی ناپدید شدند و هیچ کس اثری از آنها نیافت.

هرودوت در تاریخ خود به باد‌های شدیدی اشاره می‌کند که همزمان با حضور ایرانیان از سمت جنوب وزیدن گرفت و گردباد‌ها و توفان‌های شن عظیم حاصل از آن سربازان ایرانی را در بر گرفت.

این گزارش می‌افزاید: داستان گم شدن ارتش کامبیز ـ کمبوجیه ـ در یادها ناپدید شد و هیچ ردپایی از سربازن ایرانی به دست نیامد تا اغلب دانشگاهیان آن را داستانی خیالی بپندارند.

اما اکنون دو دانشمند باستان‌شناس ایتالیایی ادعا می‌کنند که شواهد برجسته‌ای یافته‌اند که ارتش ایران در توفان شن‌ها دفن شده است. دو برادر ایتالیایی به نام‌‌ها «آنجلو» و «الفردو» کستیگلیونی که به خاطر کشف مشهور خود در بیست سال پیش در شهر تاریخی مصر، «شهر طلا»، معروفیت جهانی پیدا کرده بودند، ادعای جدیدی را مطرح کرده‌اند.

فیلم باستان‌شناسی که در فستیوال «روورتو» نشان داده شده، بیانگر تحقیق سه ساله و همچنین پنج سال اعزام هیأت باستان‌شناسی به این منطقه است. آنها در سال 1996 شروع به این فعالیت کردند که البته آنها آهن‌آلاتی را در نزدیکی «سیوا» پیدا کردند و در حالی که آنها روی منطقه کار می‌کردند، اجساد و استخوان‌های انسان‌های را در یک گودال یافتند که آنها این گودال را یک پناهگاه طبیعی در نظر گرفتند؛ آن یک صخره به طول 114.8 فوت و 5.9 فوت عرض و 9.8 فوت عمق یافتند. از این پناهگاه‌های طبیعی زیاد در صحرا یافت می‌شود، اما این یکی در آن منطقه تنها پناهگاه بوده است و اندازه آن برای پناه بردن و در امان ماندن از توفان شن مناسب است؛ اما فلزیاب‌های یک باستان شناس مصری، تعدادی خنجر برنزی و چندین کمان پیدا کرد.

هرچند آنها ابزارآلات کمی پیدا کردند، این ابزارآلات بسیار مهم بودند، چراکه آنها ابزار آلات ابتدای هخامنشیان بوده و عصر آنها به زمان کامبیز ـ کمبوجیه ـ برمی‌گردد که در یک منطقه نزدیک سیوا در زیر ماسه‌ها به دست آمده‌اند.

همچنین حدود یک‌چهارم مایل دورتر از پناهگاه تیم باستان‌شناسی نیز یک بازوبند نقره‌ای پیدا شده و همچنین گوش‌آویز و چندین حلقه که شبیه تکه‌های گردنبند بودند. تجزیه و تحلیل گوشوارها ـ البته بنا بر عکس‌های به دست آمده ـ نشان می‌دهد که آنها مطمئنا به دوران هخامنشیان تعلق داشته‌اند. حلقه‌های کروی که از نقره ساخته شده‌اند و یک آویز کوچک از نقره که در پنج قرن پیش از میلاد مسیح در ترکیه به دست آمده است، مشابه همین آویز است. آنها همچنین گورهای دست جمعی با هزاران استخوان سفید پیدا کرده‌اند و می‌گویند که بقایای لشکر کامبیز ـ کمبوجیه ـ نیز باید در این منطقه باشد.
با این اوصاف جا دارد که سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به همراه باستان شناسان ایرانی با تحقیقات و همکاری تنگاتنگ با دانشگاه «لچه» بتوانند به نحو احسن از این کشفیات جدید برای بها گذاشتن به فرهنگ و تاریخ کشور، کارهای لازم را برای همکاری دانشگاهی و فرستادن باستان شناسان ایرانی به کشور مصر انجام دهند. 

نقشه قلمرو ایران در دوره هخامنشیان ـ 500 سال پیش از میلاد

اما در پایان، لازم به یادآوری است که چند پیامد بی‌اطلاعی عمدی و سهوی عامه مردم ایران و بسیاری از دست‌اندر کاران فرهنگی کشور نسبت به فرهنگ، تاریخ و تمدن کهن ایران زمین را که سبب شده حتی مسئولان متولی حفظ میراث فرهنگی از پاسداشت میراث گرانبار نیاکانمان غافل بمانند، برشماریم:

1- از وجود خانه و زادگاه نظامی گنجوی در روستای «تا» در تفرش، حتی بسیاری از مسئولان میراث فرهنگی و مردم منطقه آگاهی ندارند. این گونه است که مسئولانی که در هفته گذشته، قول بازسازی آثار تاریخی دولت باکو در گنجه و دیگر نقاط آن سامان را (که مدعی هستند نظامی گنجوی شاعر ملی آنها و نه ایرانیان است!) به آنان داده‌اند، خانه نظامی در ایران را به عنوان یک اثر ارزشمند تاریخی که به ویرانه‌ای تبدیل شده، به حال خود رها کرده‌اند...

2- فراموش نکرده‌ایم که کوتاه زمانی پس از کشف لوح سنگی حکاکی شده در جزیره خارک که به عنوان سندی تاریخی از نام خلیج فارس و حاکمیت تاریخی ایرانیان بر این منطقه به شمار می‌رفت، دست‌های ناپاک ضد ایرانی شبانه با پتک و تیشه به جان این میراث ارزشمند و سند تاریخی افتادند و آن را نابود کردند...
 
3- ایرانیان میهن دوست فراموش نکرده‌اند که مسئولان میراث فرهنگی با تأکید بر این که چون اشیای تاریخی ارزشمندی در غارهای تاریخی تنگه بلاغی نزدیک پاسارگاد پیدا نکرده‌اند(!) پس این غارهای هخامنشی (به زعم آنان) ارزشی نداشته و این گونه بود که مجوز ایجاد سد سیوند صادر شد که علاوه بر زیر آب بردن و نابود کردن غارهای تاریخی تنگه بلاغی، در دراز مدت سبب آسیب تدریجی به پاسارگاد، مقبره کوروش هم خواهد شد.

4- بنا بر گزارش‌ها و عکس‌های ارسالی در هنگام بازسازی (!) مقبره کوروش در سال گذشته که با صدمه به این بنای ارزشمند همراه بود، استخوان‌های کشف شده در سقف بنا ـ که به احتمال قوی بخش‌هایی از جسد کوروش بوده است ـ گفته می‌شود به وسیله مسئولان و کارگران مرمت کار در سطل زباله دور ریخته شده است!


منبع:تابناک

1388/08/08

فیلم کتاب قانون.!!!

توصیه می کنم این فیلم رو ببینید...اگه نبینید از دست می دید...من که سینما نمی رم از این فیلم خوشم اومده شما رو دیگه نمی دونم!!!! فیلم کتاب قانون...

1388/07/12

۲ روز بعد از سخنان رهبری در نماز عید فطر که ایشان اعلام کردند و گفنتد : 

((

دستگاه‏هاى اجرائى باید مجرم را تعقیب کنند، دستگاه‏هاى قضائى باید مجرم را محکوم و مجازات کنند؛ با همان روشى که ثابت میشود و در قوانین اسلامى و قوانین عرفى ما هست و هیچ هم در این زمینه نباید کوتاه بیایند؛ اما مجازات مجرم که از طرق قانونى جرم او ثابت شده است، غیر از این است که به گمان، به خیال، به تهمت، یکى را متهم کنیم، بدنام کنیم، توى جامعه دهن به دهن بگردانیم. اینکه نمیشود. این فضا، فضاى درستى نیست. یا دیگران - خارجى‏ها، بیگانه‏ها، تلویزیونهاى مغرض - علیه کسى یا کسانى حرفى بزنند، ادعا کنند که اینها فلان جا خیانت کردند، فلان جا خطا کردند؛ ما هم عین همان را پخش کنیم. این، ظلم است؛ این، مورد قبول نیست.
 
 رسانه‏هاى بیگانه کِى دلشان براى ما سوخته است؟ کِى خواسته‏اند حقائق در مورد ما روشن بشود، که در این مورد بیایند حقیقت را گفته باشند؟ میگویند، حرفهائى میزنند، ادعاهائى میکنند. نباید گفت اینها شفافیت است. این، شفافیت نیست؛ این، کدر کردن فضاست. شفافیت معنایش این است که مسئول در جمهورى اسلامى عملکرد خودش را به طور واضح در اختیار مردم قرار بدهد؛ این معناى شفافیت است، باید هم بکنند؛ اما اینکه ما بیائیم این و آن را بدون اینکه اثبات شده باشد، بگیریم زیر بار فشار تهمت و چیزهائى را به آنها نسبت بدهیم که ممکن است در واقع راست باشد، اما تا مادامى که ثابت نشده است، ما حق نداریم آن را بیان کنیم؛ این آن را متهم کند، آن این را متهم کند؛ از رسانه‏ى بیگانه - رسانه‏ى مغرض انگلیس - شاهد برایش بیاوریم، بعد هم یک نفر از آن طرف پیدا بشود و کل نظام را به امورى که شایسته‏ى نظام اسلامى نیست و نظام اسلامى شأنش بسیار بالاتر است از این چیزهائى که بعضى به نظام اسلامى نسبت میدهند، متهم بکند، این اشکال بر آنها بیشتر هم وارد است. تهمت زدن به یک شخص گناه است، تهمت زدن به یک نظام اسلامى، به یک مجموعه، گناه بسیار بزرگترى است. پروردگارا ! با تقواى خود ما را از این گناهان دور کن.  ))
این 2 روز نامه به اصطلاح طرفدار ولی فقیه اومدند و حرف هایی در مورد دیدار خاتمی با سوروس زدند و برای اثبات این ادعا! اومدن و از افرادی که اکثرا مغرض بودند استفاده کردند!
جالب بود ابن حرف های رهبری کاملا مشخص بود که در مورد برنامه هسته ای صدا و سیما بود و این برنامه رو نقد کردند و از اساس غلط خواندند!
حتی واژه هایی چون برنامه پخش کردن که  در متن سخنان ایشان آمده است معلوم هست که منظور صدا و سیماست!
حالا رهبری اومدند و مجبورشدند این حرف ا رو بزنند ولی ک گوش شنوا!
آقای شریعتمداری که مدعی طرفداری از ولی فقیه و البته ایشون دادگاهی هستند الان ، بیایند و توضیح بدهند که ما باید قسم حضرت عباس رو قبول کنیم یا دم خروسو؟؟؟؟؟
 البته این 2 روزنامه اخبار غلط خود رو از سایت ایرنا خبرگزاری دو لت برداشته بودند که بعدا معلوم شد دروغه! چون اون هتل هایی که در ان خبر درج شده کلا در اون موقع در حال احداث بوده و اصلا در نیویورک نبوده!که خاتمی با سوروس در اونجا دیدار کنه! البته دلیل برای دروغ بودن این خبر هست و زیاده.....بایک جست جو تو گوگل می تونین دلایل رو بیابین!
خدا یا این گناهان رو از ما دور کن!

<<    2      3      4      5      6      7      8      9      10      11    >>